انديشه هاى سياسى شيعه در عصر غيبت - كربلايى پازوكى، على - الصفحة ١٣٦
اجتماعى اسلام را جز در صورت تشكيل حكومت نمىتوان اجرا كرد.
علامه طباطبايى در همين خصوص مىفرمايد: مسئله ولايت و اينكه جهات اجتماعى زندگى انسانى ادارهكننده و سرپرستى مىخواهد، از بديهيات فطرى است».[١] اين حكم عقلى براساس قاعده تلازم بين حكم عقل و شرع، سبب مىشود كه حكم شرعى و وجوب شرعى تشكيل حكومت، به صورت يك حكم اوّلى كشف گردد.
آيت اللّه جوادى آملى دراينباره چنين گفته: «اصل حكومت، امرى است عقلى كه عقل ضرورت آن را به خوبى ادارك مىكند و عقلا نيز به استناد ضرورت عقلى، آن را مىپذيرند و چيزى كه برهان عقلى محض بر آن اقامه شود، حكم شرعى خواهد بود. از سوى ديگر، دليل نقلى نيز آن را امضا نموده، شرايط و اوصاف لازم را به صورت تفصيلى بازگو مىكند».[٢] اگر ضرورت حكومت را اينگونه بيان كنيم، مفهوم اين سخن امام كه «حكومت از احكام اوليه اسلام است»، روشن خواهد شد.
٣. حكومت: اهمّ احكام الهى
در مورد اهميت حكومت از ديدگاه امام خمينى قدّس سرّه مطالبى را بازگفتيم، از همينرو در اين بخش به «اهم» بودن حكومت مىپردازيم. امام در جايى مىگويد: «حكومت ... اهمّ احكام الهى است»[٣] امام صادق عليه السّلام حكومت شايسته را برپادارنده عدل و داد و نابودكننده ظلم و فساد معرفى مىكند:
«در سايه ولايت حاكم عادل و كارگزاران او، هر حقى حيات مىيابد و هر عدلى اقامه مىشود و هرگونه ظلم و ستم و فساد از بين مىرود. ازاينرو، آن كس كه براى تقويت چنين دولتى تلاش و كمك نمايد، بر طاعت خداوند و قوت يافتن دين او جديت كرده است».[٤] در روايات متعددى، از پنج فريضه نماز، زكات، روزه، حج و ولايت به عنوان پايههاى اسلام ياد شده و در برخى آمده است كه «به هيچچيز مانند ولايت [- حكومت] سفارش نشده است».[٥] نيز در
[١] . ر. ك محمد حسين طباطبايى، بررسيهاى اسلامى، مقاله زعامت و ولايت بحثى درباره مرجعيت، ص ٩٤ و ١٧٦ نقل به معنا.
[٢] . جوادى آملى، عبد اللّه، ولايت فقيه، ص ٣٣٣.
[٣] . امام خمينى، صحيفه نور، ج ٢٠، ص ٤٥١.
[٤] .« قال الصادق عليه السّلام: ... و ذلك انّ في ولايه و الى العدل و ولاته احياء كل حق و كل عدل و اماته كل ظلم و جور و فساد، فلذلك كل الساعي في تقوية سلطانه و المعين له على ولايته ساعيا الى طاعه اللّه مقويا لدنيه».( ر. ك: تحف العقول، ص ٣٣٢).
[٥] .« و لم يناد شىء كما نودى بالولايه».( اصول كافى، ج ٢، ص ١٨.)