منتخب فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤١٩ - چهارم - شروط طلاق
نيست ترك احتياط متقدّم، يعنى ذكر صيغه خلع و طلاق هر دو را با يكديگر ترك نمايد.
١٨٣٢- اگر شوهر خود بخواهد صيغه طلاق مبارات را بخواند چنانچه مثلًا اسم زن فاطمه باشد بايد بگويد: «بارَأْتُ زَوْجَتي فاطِمَةَ عَلى هذَا الْمِقْدارِ مِنْ مَهْرِها فَهِيَ طالِقٌ»؛ و اگر ديگرى را وكيل كند وكيل بايد بگويد: «بارَأْتُ زَوْجَةَ مُوَكِّلي فاطِمَةَ عَلى هذَا الْمِقْدارِ مِنْ مَهْرِها فَهِيَ طالِقٌ»؛ و در هر دو صورت اگر به جاى كلمه «عَلى هذَا الْمِقْدارِ» بگويد: «مِنْ مَهْرِها» اشكال ندارد و اگر مالى كه زن بخشيده از مهر نباشد بايد بجاى «عَلى هذَا الْمِقْدارِ مِنْ مَهْرِها» بگويد:
«عَلى مَا بَذَلَتْ».
١٨٣٣- مبارات بايد با لفظ طلاق انجام شود و بدون لفظ طلاق اجماعاً صحيح نيست. ١٨٣٤- صيغه طلاق خلع و مبارات بايد به عربى صحيح خوانده شود؛ ولى اگر زن براى آنكه مال خود را به شوهر ببخشد، مثلًا به فارسى بگويد: براى طلاق فلان مال را به تو بخشيدم و شوهر هم قبول كند و بعد صيغه طلاق را جارى نمايد، اشكال ندارد.
چهارم- شروط طلاق:
١٨٣٥- شروط طلاق عبارتند از: ١- بلوغ، ٢- عقل، ٣- اختيار، ٤- قصد، ٥- زوجه با عقد دائم همسر زوج باشد، ٦- زوجه مورد طلاق معيّن باشد، ٧- حضور دو مرد عادل، ٨- طلاق زوجه در حال پاكى از حيض و نفاس واقع شود، ٩- گذشت سه ماه از زمان مواقعه در مسترابه، ١٠- صيغه طلاق با لفظ عربى صحيح و كلمه «طالق» خوانده شود، ١١- قصد انشاء، ١٢- تنجّز، ١٣- بعد از طلاق منافى آن ذكر نگردد.
١٨٣٦- طلاق زوجه در حال حيض يا نفاس باطل است مگر در سه صورت: ١- شوهرش بعد از ازدواج با او نزديكى نكرده باشد، ٢- زوجه حامله باشد و اگر معلوم نباشد حامله است و شوهر در حال حيض طلاقش بدهد، بعد بفهمد كه حامله بوده، احتياط مستحب آن است كه دوباره او را طلاق بدهد، ٣- مرد بخاطر غائب بودن يا عذر ديگر نظير زندانى بودن نتواند بفهمد كه از خون حيض و نفاس پاك است يا نه.
١٨٣٧- اگر زوج با همسرش كه از حيض و نفاس پاك است، نزديكى كند و بخواهد طلاقش