منتخب فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٦٧ - سوم - عوامل حرام شدن گوشت حيوانات حلال گوشت
١٥٩٧- اگر در پرندهاى صفيف و دفيف با سه نشان- چينهدان، سنگدان، خارَك پاشنه پا- معارضه شود، مثلًا پرندهاى كه يكى از اين سه عضو را دارد صفيفش بيش از دفيفش باشد و يا دفيفش بيشتر باشد ولى هيچكدام از سه عضو مذكور را نداشته باشد، ظاهراً ترجيح با صفيف و دفيف است، پس در فرض اول كه صفيف پرنده بيشتر است حرام گوشت مىباشد، هرچند يكى از سه عضو را هم داشته باشد؛ و در فرض دوم كه دفيف پرنده بيشتر است حلال گوشت مىباشد، هرچند هيچكدام از سه عضو را نداشته باشد. ١٥٩٨- اگر صفيف و دفيف پرندهاى با هم برابر باشند و سه نشانه ديگر- چينهدان، سنگدان، خارَك پاشنه پا- را هم نداشته باشد، بنابر اقرب گوشت آن پرنده حلال است.
١٥٩٩- تخم هر مرغى تابع همان مرغ است، پس هر مرغى كه حلال گوشت باشد تخمش نيز حلال است، و هر مرغى كه حرام گوشت باشد، تخمش نيز حرام است؛ و اگر تخم مرغى مشتبه باشد و معلوم نشود از مرغ حرام گوشت است يا از مرغ حلال گوشت، چنانچه مانند تخم مرغ خانگى يك طرف آن باريكتر باشد حلال است؛ و الّا حرام مىباشد.
١٦٠٠- شترمرغ از پرندگان حلال گوشت است و تخم آن نيز بنابر اقوى حلال مىباشد.
سوم- عوامل حرام شدن گوشت حيوانات حلال گوشت:
١٦٠١- اين عوامل عبارتند از: ١- جَلَل- نجاستخوار شدن حيوان- به اين معنا كه حيوان حلال گوشت از مدفوع انسان تغذيه كند؛ و جَلَل با سه شرط باعث حرام شدن گوشت حيوانات حلال گوشت مىشود: الف- حيوان به حدّى از نجاست انسان تغذّى كند كه عرفاً بگويند غذاء آن نجاست انسان شده، ب- غذايش منحصر در عذره- مدفوع- انسان شده باشد؛ و چنانچه غذاء مخصوص خود را بخورد و عذره انسان هم بخورد، حرام گوشت نمىباشد؛ مگر اينكه غذاء خود را خيلى كم بخورد، ج- مدّت نجاستخوارى حيوان طولانى شده باشد، ٢- وطى شدن حيوان حلال گوشت توسط انسان، پس اگر انسان- نعوذ باللّه- حيوان حلال گوشتى را وطى كند، آن حيوان حرام گوشت مىشود، هرچند منى از انسان در بدن حيوان ريخته نشود، ٣- تغذيه حيوان حلال گوشت شيرخوار از شير خوك، پس اگر برّه يا بزغاله حيوان حلال گوشت بقدرى شير خوك بخورد كه از