منتخب فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤٠٣ - هشتم - عيبهايى كه بواسطه آنها مىتوان عقد را بهم زد
رود، ٣- وصى پدر يا جدّ پدرى، در صورتى كه پدر و جدّ نباشند، ٤- حاكم شرع، يعنى مجتهد جامع الشّرائط فتوى، ٥- عدول مؤمنين.
١٧٥٧- اگر پدر و جدّ پدرى دختر باكره غائب باشند- بطورى كه نشود از آنان اذن گرفت- و دختر هم احتياج به شوهر داشته باشد، اجازه گرفتن از آنان استحباب هم ندارد.
١٧٥٨- در ولايت اولياء شرعى چند امر شرط است: ١- بلوغ، ٢- عقل، ٣- اسلام، در صورتى كه موَلّىعليه مسلمان باشد.
هشتم- عيبهايى كه بواسطه آنها مىتوان عقد را بهم زد:
١٧٥٩- هفت عيب است كه اگر مرد پس از عقد ازدواج بفهمد زوجه داراى يكى از آنهاست مىتواند عقد را بهم بزند به شرط اينكه پيش از عقد وجود داشته باشند و مرد از آن بىاطلاع باشد:
١- ديوانگى زوجه، ٢- مرض خوره، ٣- مرض برص، ٤- كورى، يعنى نور از هر دو چشمش رفته باشد، هرچند چشمان او باز باشد ولى اعوَرى[١] عشار[٢] و عمش[٣] از عيبهايى نيستند كه بتوان با آن عقد را بهم زد، ٥- زمينگيرى و شُلى زن، بطوريكه شل بودن او واضح باشد، ٦- افضاء، يعنى راه بول و حيض، يا راه حيض و غائط زن يا جميع آنها يكى شده باشد، ٧- در آلت تناسلى زن گوشت يا استخوانى باشد كه مانع نزديكى شود. ١٧٦٠- اگر زن پس از عقد بفهمد شوهرش يكى از عيوب چهارگانه زير را داراست مىتواند عقد را بهم بزند: ١- ديوانه باشد يا پس از اجراى صيغه عقد ديوانه شود، هرچند بعد از دخول باشد، ٢- آلت مردانگى او قطع شده باشد، بطوريكه مقدارى كه ممكن باشد با آن وطى كند نمانده باشد، و لو به قدر حشفه، ٣- بيضههاى او را كشيده يا كوبيده باشند، ٤- عِنّين باشد، و آن مرضى است كه آلت را ضعيف مىكند بطوريكه مرد از دخول كردن عاجز مىشود و نمىتواند عمل زناشوئى را انجام دهد؛ هرچند بعد از عقد و پيش از دخول حادث شده باشد.
١٧٦١- مجامعت در چند صورت واجب است، كه عبارتند از: ١- مرد ايلاء كند، يعنى قسم ياد كند كه با زن خود نزديكى نكند)، ٢- ظهار كند، يعنى به زوجه خود بگويد تو براى من مثل پشت
[١] - دو بينى و لوچى.
[٢] - يعنى شب كورى.
[٣] - ضعف رؤيت كه با سيلان اشك در غالب اوقات همراه است.