منتخب فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٦٣ - چهارم - عقد معامله
١٢٨٣- معامله چيزى كه مالكش در حال معامله نمىتواند آن را به مشترى تحويل دهد و تحويل آن نياز به گذر زمان دارد جائز است، و در اين صورت اگر طرف معامله جاهل به اين مطلب بود و مىپنداشت كه مالك مىتواند در حين معامله مال را به او تحويل دهد و بعد خلاف آن بر او كشف شود، حق دارد كه معامله را فسخ نمايد.
١٢٨٤- اگر مالك بداند كه مال مورد معامله را مىتواند تسليم طرف معامله كند و بعد معلوم شود كه توان تسليم آن را نداشت، معامله باطل است؛ اما اگر با علم به اينكه از تسليم آن چيز به طرف معامله عاجز است و آن را معامله كند و بعد معلوم شود كه توان تسليم آن را داشت معامله صحيح است.
١٢٨٥- اگر در هنگامى كه مالك جنس را به طرف معامله تحويل مىدهد توان تسليم او از بين برود- مثلًا اسبى كه فروخته است در هنگام تحويل به مشترى ياغى شود و فرار كند- چنانچه مالك بداند كه در مدّت كوتاهى توان تحويل آن را پيدا مىكند، معامله صحيح است، و نيز اگر بداند كه در مدّت طولانى ولى معيّنى كه عرفاً نسبت به آن مسامحه نمىكنند- مثلًا يك يا دو سال يا چند ماه- توانمند مىشود، چنانچه طرف معامله از وضعيت معامله آگاه باشد، ظاهراً معامله صحيح است، حتى اگر طرف معامله توانمند شدن او را در آن مدّت نداند، باز هم معامله صحيح است؛ ولى در اين دو فرض اختيار ردّ يا قبول معامله بدست طرف معامله است؛ اما اگر آن مدّت طولانى و غير معيّن باشد، ظاهراً معامله باطل است. ١٢٨٦- اگر يكى از شرائط پنجگانه مربوط به عوضين در معامله نباشد، معامله باطل است؛ مگر در معامله فضولى، كه اگر شخصى كه مالك تصرف در مال مورد معامله فضولى است معامله انجام شده را اجازه دهد، معامله صحيح مىشود.
چهارم- عقد معامله:
١٢٨٧- طرفين معامله، بايد معامله را با مُبْرِز- يعنى با كلام يا عملى كه بيانگر عقد معامله باشد- انجام دهند، عقد معامله بدون مُبْرِز محقق نمىشود.
١٢٨٨- طرفين معامله با فراهم بودن همه شروط مربوط به معامله، بهتر است كه مُبرِز عقد معامله