منتخب فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٦٤ - چهارم - عقد معامله
را لفظ عربى صحيح و صريح قرار دهند و بدين وسيله ايجاب و قبول عقد معامله را انجام نمايند.
١٢٨٩- با توجه به فقره قبل، لازم نيست صيغه عقد معامله به زبان عربى خوانده شود، بلكه طرفين معامله با هر زبانى معامله را انجام دهند معامله صحيح است؛ و نيز لازم نيست مُبرِز عقد معامله لفظ صريح باشد و با عبارت صحيح اداء شود، بلكه غلط آن هم اگر مقصود را در نظر اهل محاورة بفهماند و كلام، اجنبى از موقعيّت معامله مورد نظر نباشد كافى است، چه غلط در مادّه- يعنى اصل حروف آن- باشد و چه در هيئت- يعنى كلمات تشكيل دهنده كلام آن- و چه در إعراب آن، بلكه هر لفظ و تعبيرى كه مقصود را در محاورة مىفهماند مىتواند مُبرِز عقد معامله واقع شود.
١٢٩٠- لازم نيست مُبرِز عقد معامله با لفظ ماضى- يعنى گذشته- واقع شود، بلكه با لفظ مضارع- يعنى آينده- نيز واقع مىشود، و حتى اگر خواهان معامله بطور امر بگويد: كسى كه فلان متاع را مىخواهد معامله كند، در مقابل فلان مقدار با من معامله كند و مالك تصرف آن متاع بگويد: آن را در مقابل مقدار مذكور با تو معامله نمودم، معامله واقع مىشود؛ هرچند تعبير با لفظ ماضى در هر صورت احوط است.
١٢٩١- معاملهاى كه لازم است بطور منجّز انجام شود، بايد بين مُبْرِز عقد طرفين معامله، موالات عرفى- يعنى نبودن فاصلهاى كه معامله را از عنوان معاقده خارج كند- لحاظ شود؛ اما وجود فاصله به حدّى كه عرف مضرّ به موالات نمىداند اشكال ندارد.
١٢٩٢- در عقد معامله، مطابقت بين مُبْرِز عقد طرفين معامله از چند جهت لازم است:
الف- به لحاظ جنس مورد معامله، بنابر اين مثلًا هرگاه فروشنده به خريدار بگويد اين جنس را به صد تومان به تو فروختم، و خريدار جنس ديگرى را بگويد به صد تومان از تو خريدم، معامله واقع نمىشود.
ب- به لحاظ مال مورد مبادله، بنابر اين مثلًا هرگاه فروشنده به خريدار بگويد اين جنس را به صد تومان به تو فروختم، و او بگويد به نود تومان خريدم، معامله واقع نمىشود.
ج- به لحاظ شرائط معامله، بنابراين مثلًا هرگاه فروشنده به خريدار بگويد اين كالا را به شما فروختم به شرط اينكه سه روز اختيار فسخ داشته باشم، و او بگويد خريدم بدون شرط فسخ، معامله منعقد نمىشود.