منتخب فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٦٦ - چهارم - عقد معامله
هم عاجز باشد، احوط آن است كه وكيل بگيرد يا معامله را به نحو مُعاطاة انجام دهد و يا غرض خود را با نوشتن بيان كند.
١٢٩٨- اگر طرفين معامله- موجِب و قابل- در موقع معامله صيغه نخوانند ولى موجِب- يعنى فرد مالك تصرف در كالاى مورد معامله- در عوض مالى كه از قابل- يعنى فرد مالك تصرف در عوض- مىگيرد مال خود را ملك او كند و قابل هم قصد كند آنچه را در عوض مال مورد معامله به موجِب مىدهد ملك او باشد معامله صحيح است، و هر دو مالك آنچه از يكديگر گرفتهاند مىشوند، و اينگونه معامله را معامله مُعاطاتى مىگويند، بنابراين داد و ستدهايى كه كالا و قيمت آن توسط وسائل برقى و اتوماتيك و يا به وسيله ديگر با رضايت صاحبان آنها ردّ و بدل مىشوند جزء مُعاطاة هستند و صحيح مىباشند، و لو در هنگام تحويل عوض و مُعوَّض هيچ يك از صاحبان آنها حضور نداشته نباشند.
١٢٩٩- بنابر اقوى معامله مُعاطاتى، هم در چيزهاى كوچك و كم ارزش و هم در چيزهاى بزرگ و خطير جائز است.
١٣٠٠- تمام شرائطى كه در داد و ستد با صيغه معتبر مىباشند- اعم از شرائط مربوط به طرفين معامله، شرائط مربوط به عوضين و شرائط مربوط به نفس معامله- در مُعاطاة نيز معتبر مىباشند، و با فقدان يكى از آن شروط، معامله باطل مىشود؛ و بنابر اقوى خياراتى كه در معامله با صيغه براى طرفين معامله تجويز شدهاند، در معامله مُعاطاتى نيز جريان دارند.
١٣٠١- بنابر اقوى در معامله مُعاطاتى بعد از تحويل جنس و عوض آن، معامله لازم مىشود، و هيچ يك از طرفين معامله حق فسخ آن را ندارند؛ مگر اينكه معامله داراى خيار فسخ باشد؛ بلى، إقاله- يعنى درخواست فسخ- جائز است، پس اگر يكى از طرفين معامله درخواست فسخ كند و طرف مقابل آن را بپذيرد، مىتوانند معامله را بهم بزنند.
١٣٠٢- چون در معاملات معاطاتى صيغه خوانده نمىشود و بنابر اقوى شرط كردن هم در آنها جائز نيست، چنانچه طرفين معامله بخواهند با شرط، حق خيارى را اثبات يا اسقاط كنند يا شرط ديگرى بگذارند و حتى اگر بخواهند براى تحويل جنس و عوض آن مدّت تعيين كنند، بنابر اقوى بايد صيغه جارى نمايند، هرچند مُقاوَلَة- گفت و شنود معاملى- قبل از معامله معاطاتى باشد، تا