منتخب فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٨٩ - دوم - انواع خيارات
چهارم: خيار غَبْن، و اين خيار در صورتى است كه يكى از طرفين معامله از روى جهل يا غفلت در معاملهاى كه انجام داده است گول خورده باشد. و در خيار غبن، شرط است كه تفاوت قيمت تعيين شده درمعامله با قيمت بازار، آن قدر زياد باشد كه عرف آن مقدار تفاوت را ناديده نمىگيرد. پنجم: خيار تأخير، و اين خيار در صورتى است كه كسى جنسى را با معامله نقدى به فردى بفروشد و بيعانهاى از مشترى بگيرد تا هنگام تحويل دادن جنس بقيّه قيمت آن را دريافت دارد، كه اين خيار تنها تا سه روز لازم است.
ششم: خيار رؤيت يا خيار تخلّف وصف، و اين خيار در صورتى است كه خريدار كالاى معيّنى را بدون آنكه ببيند و صرفاً با توصيف فروشنده بخرد و پس از ديدن معلوم شود كه آن كالا مطابق با توصيف فروشنده نيست.
هفتم: خيار عيب، در صورتى است كه خريدار يا فروشنده پس از معامله بفهمند در جنس يا عوض آن عيبى وجود دارد.
هشتم: خيار تبعّض صفقة، و اين در صورتى است كه شخصى متاعى را بخرد يا اجاره كند يا ...
و بعد طرف معامله قسمتى از آن متاع را به او ندهد، كه آن شخص خيار دارد و مىتواند معامله را فسخ كند.
نهم: خيار تخلّف شرط، و اين خيار در جايى است كه يكى از دو طرف معامله در ضمن عقد معامله، معامله را مشروط به شرط مشروع نموده باشد- مثلًا خريدار بيع را مشروط نموده باشد به اينكه فروشنده كار مورد نظر او را انجام دهد- كه اگر به آن شرط عمل نشود، شرط كننده مىتواند معامله را بهم بزند و همچنين است هرگاه خريدار شرط كند مال مورد معامله را كه فروشنده به او مىدهد داراى خصوصيّت مخصوص باشد ولى آن مال داراى آن خصوصيّت نباشد.
دهم: خيار تَدليس- و تدليس يعنى پنهان كردن و پوشاندن عيب چيزى، بطورى كه موجب فريب دادن و گول زدن گردد- و خيار تدليس در جايى است كه فروشنده در مالى كه مىفروشد كارى كند كه جلوهگرى و ارزش آن در نظر مردم زياد شود، كه در اين صورت اگر مشترى هنگام معامله عالم به تدليس نباشد و بعداً بفهمد، مخيّر است بين اينكه يا معامله را فسخ كند و يا بدون