منتخب فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٤١٨ - سوم - صيغه طلاقهاى رجعى، خلع و مبارات
دوم: طلاق بائن، و آن طلاقى است كه شوهر بعد از طلاق حق ندارد به زن خود رجوع نمايد؛ و اين طلاق بر هفت قسم است: الف- طلاق دختر زير نُه سال، ب- طلاق زن يائسه، ج- طلاق زن غير مدخوله، د- طلاق خُلع، كه در آن زوجه به هر دليل از شوهرش بيزار شده و به هيچ وجه حاضر به زندگى با او نباشد و مهر يا مال ديگر خود را- چه بيشتر از مهر يا كمتر- به شوهر بدهد تا او را طلاق دهد، ه- طلاق مُبارات، كه زن و شوهر هيچكدام يكديگر را نخواهند و زن مهر خود يا مال ديگرى را به مرد ببخشد كه او را طلاق دهد، و- طلاق مرتبه سوم، ز- طلاق مرتبه نهم.
سوم- صيغه طلاقهاى رِجعى، خُلع و مُبارات:
١٨٢٧- اگر زوج پس از فراهم شدن همه شرائط طلاق، بخواهد صيغه طلاق رجعى بخواند و اسم زوجهاش مثلًا فاطمه باشد بايد بگويد: «زَوْجَتي فاطِمَةُ طالِقٌ»؛ و اگر ديگرى را وكيل كند، وكيل بايد بگويد: «زَوْجَةُ مُوَكِّلي فاطِمَةُ طالِقٌ». ١٨٢٨- صيغه طلاق بائن غير از صيغه طلاق خلع با صيغه طلاق رجعى به يك صورت خوانده مىشود.
١٨٢٩- خلع از ايقاعات است لكن از نظر احتياج به دو طرف و به دو انشاء شبيه عقود مىباشد:
١- بذل چيزى از طرف زوجه تا زوج او را طلاق دهد، ٢- انشاء طلاق از طرف زوج در مقابل آنچه زوجه بذل نموده.
١٨٣٠- پس از فراهم شدن همه شرائط طلاق، اگر طلاق خلع به مباشرت زوجين واقع شود، يا زوجه اول مىگويد: «بَذَلْتُ لَكَ» يا «أَعْطَيْتُكَ ما عَلَيْكَ مِنَ الْمَهْرِ- يا أَعْطَيْتُكَ الشَّيءَ الْفُلانِيَّ- لِتَطْلُقَني»؛ و زوج فوراً مىگويد: «أَنْتِ طالِقٌ- يا أَنْتِ مُخْتَلِعَةٌ- عَلى ما بَذَلْتِ يا عَلى ما أَعْطَيْتِ»؛ و يا زوج ابتداءً مىگويد: «أَنْتِ طالِقٌ- يا أَنْتِ مُخْتَلِعَةٌ- بِكَذا يا عَلى كَذا»؛ و زوجه فوراً مىگويد: «قَبِلْتُ».
١٨٣١- اگر طلاق خلع به توسط وكيل زوج و وكيل زوجه واقع شود، وكيل زوجه به وكيل زوج بگويد: «عَنْ قِبَلِ مُوَكِّلَتي فُلانَةٍ بَذَلْتُ لِمُوَكِّلِكَ ما عَلَيْهِ مِنَ الْمَهْرِ- يا المَبْلَغَ الْفُلانِيَّ- لِيَخْلَعَها وَ يَطْلُقَها»؛ و وكيل زوج فوراً بگويد: «زَوْجَةُ مُوِكِّلي طالِقٌ عَلى ما بَذَلَتْ». و لكن سزاوار