منتخب فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٦٥ - چهارم - عقد معامله
د- به لحاظ فرد معامله، بنابر اين مثلًا هرگاه فروشنده به خريدار بگويد اين كالا را به موكّل تو فروختم به صد تومان، و وكيل خريدار بگويد اين كالا را براى خودم خريدم به صد تومان، معامله منعقد نمىشود؛ مگر اينكه فروشنده در اين فرض قصد فروش به اعم از اصيل و وكيل را داشته باشد، كه در اين صورت عقد معامله منعقد مىشود.
١٢٩٣- معاملاتى كه قابل تعليق نيستند مانند بيع، اجاره، صلح، و ... بايد بطور منجّز انجام شوند، و معلّق كردن آنها بر چيزى كه در وقت معامله حاصل نيست يا مجهول الحصول است جائز نمىباشد، چه طرفين معامله بدانند كه آن چيز بعد از عقد معامله حاصل نمىشود و چه ندانند؛ ولى بنابر اقوى جائز است اينگونه معاملات را بر چيزى كه هنگام عقد معلوم الحصول است معلّق نمايند، پس اگر مثلًا فروشندهاى كه مىداند امروز شنبه است به خريدار بگويد اين چيز را به تو مىفروشم مشروط بر اينكه امروز شنبه باشد و خريدار هم قبول كند معامله صحيح است.
١٢٩٤- صيغه عقد معامله بايد مشتمل بر ايجاب و قبول باشد، و لازم است كه ايجاب از جانب مالك تصرف در كالاى مورد معامله- كه به او موجِب گفته مىشود- و قبول بايد از جانب مالك تصرف در عوض- كه به او قابل گفته مىشود- واقع شود، و بايد طرفين عقد- موجب و قابل- معناى صيغه را بدانند و قصدشان انشاء تمليك باشد.
١٢٩٥- معامله با ايجاب قولى و قبول فعلى و بالعكس هم جائز مىباشد.
١٢٩٦- تقديم قبول بر ايجاب با الفاظى مانند «اشْتَرَيْتُ»- خريدم- و «ابْتَعْتُ»- فروختم- جائز است، به شرطتى مشترى از اين الفاظ انشاء خريد را اراده نمايد نه قبول بيع بائع را كه هنوز انشاء نشده است و به همين جهت اگر جلوتر از ايجاب فروشنده بگويد «قَبِلْتُ»- قبول كردم- يا «رَضيتُ»- رضايت دادم- صحيح نمىباشد، و نيز اگر ايجاب يا قبول به صورت امر باشد- مثلًا فروشنده بگويد اين كالا را از من بخر- و يا ايجاب معامله به نحو استيجاب باشد- مثلًا در بيع، فروشنده بگويد هر كسى كه اين كالا را به فلان مبلغ مىخواهد به او فروختم- باز تقديم قبول بر ايجاب جائز مىباشد؛ هرچند در اين دو صورت احوط آن است كه مشترى قبول را اعاده كند.
١٢٩٧- چنانچه طرف معامله از سخن گفتن عاجز باشد- اگرچه بتواند وكيل هم بگيرد- بنابر اقوى جائز است با اشارهاى كه مُفهم غرض باشد صيغه- يعنى مُبرِز عقد- را انجام دهد؛ و اگر از اشاره