فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٤٢ - سوم - وقت امان
داخل بلاد اسلام شود، حرام است او را بكشند، بلكه بايد بگذارند تا به مأمن خود بازگردد.
سوم- وقت امان:
٧٧- وقت امان دادن، پيش از گرفتار شدن كافر است، پس امان دادن بعد از گرفتارى او صحيح نيست؛ مگر توسط امام معصوم عليه السلام، و ايشان مىتوانند بعد از گرفتار شدن و مغلوب شدن كافر نيز او را امان دهند.
٧٨- اگر احتمال عقلائى داده شود كه كافر حربى به اسلام گرايش پيدا مىكند، امان دادن به او و تأمين زن و فرزندان و اموالش توسط حاكم اسلامى يا يكى از مسلمانان جائز است؛ و لازم نيست او تقاضاى امان كند؛ و در اين فرض جنگيدن با او حرام مىباشد.
٧٩- اگر در زمانى كه لشكر اسلام ظاهر شد كفار طلب امان نمايند، چنانچه امان دادن آنها به مصلحت مسلمين باشد جائز است آنها را امان دهند؛ اما درخواست امان از سوى آنان پس از اسير شدن- همانطورى كه در فقره (٧٧) بيان شد- پذيرفته نيست.
٨٠- اگر پيش از آنكه شخص كافر اسير شود مسلمانى ادعاء كند كه او را امان داده است، قول آن مسلمان پذيرفته مىباشد؛ ولى اگر پس از اسارت او چنين ادعائى كند، قولش پذيرفته نمىشود.
٨١- اگر كافر حربى ادعاء كند كه فلان مسلمان مرا امان داده است و آن مسلمان منكر شود، قول مسلمان پذيرفته است؛ و اگر مسلمان در بين ادعاء كافر حربى و جواب خويش فوت كند يا بىهوش شود، ادعاء كافر حربى ردّ مىشود؛ مگر اينكه گواه داشته باشد؛ و در هر دو صورت كافر حربى به مأمن خويش برگردانده مىشود، و بعد از آن هم حربى مىباشد.
٨٢- اگر به كافر حربى امان داده شود كه در دار الإسلام ساكن گردد، مال او هم به تبع خود او در امان است، هرچند در عقد امان ذكر نشده باشد؛ و اگر به قصد تجارت