درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٧ - ج - فهم قرآن از طريق سنت، در موارد خاص
نيز به عنوان معلّمان قرآن، ما را به همين راه، راهنمايى كردهاند. متن سخن علّامه طباطبايى قدس سره چنين است:
آيات شريفى كه مردم را به طور عموم- از كافر و مؤمن و از كسانى كه در عهد نزول كتاب الهى بوده و يا اشخاصى كه بعداً به وجود آمدهاند- به انديشيدن و تدبّر در قرآن دعوت نمودهاند، مخصوصاً آيه شريف: «آيا در قرآن نمىانديشند؟ و اگر از سوى كسى غير خداوند بود، قطعاً در آن، اختلافات بسيارى بود»، به طور آشكارا، دلالت دارند كه معارف قرآنى را مىتوان با بحث و كنجكاوى در آيات به دست آورد و بدين وسيله، اختلافى را كه در نظر ابتدايى در ميان بعضى آيات ديده مىشود، مرتفع ساخت؛ زيرا چنان كه ملاحظه مىكنيد، اين آيه شريف، در مقام «تحدّى» [يعنى حجّت آوردن و مبارز طلبيدن] است و مىخواهد با استدلال به عدم وجود اختلاف در قرآن، حقّانيت كتاب الهى را ثابت كند. در اين صورت، معنا ندارد كه فهميدن معانى آيات قرآن را موكول به فهم «صحابيان و تابعيان» نمايد؛ بلكه بالاتر، نمىتوان در چنين مقامى، درك معانى آن را هم به سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله حواله داد؛ چون كلام پيامبر خدا، در چنين زمينهاى، يا كلامى است كه موافق ظاهر كتاب الهى و مطابق با آن است و يا با آن، مخالفت دارد. پُرواضح است كه در صورت موافقت، احتياجى به آن نيست؛ زيرا خود شخص، ولو پس از تدبّر و بحث، همان معنا را درك مىكند؛ امّا در صورت مخالفتش با كتاب الهى، با مقام «تحدّى» سازگارى ندارد و نمىتواند حجّتى