درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١ - ج - تفسير عقلى
يازده. الصافى فى تفسير القرآن، فيض كاشانى (١٠٠٧- ١٠٩١ ق)؛
دوازده. نور الثقلين، عبد على بن جمعه عروسى حُوَيزى (ق ١٢ ق)؛
سيزده. التفسير المأثور، على اصغر قائنى (م ١٣١٥ ق).[١]
ج- تفسير عقلى
عقل، به دو صورت مىتواند در تفسير قرآن نقش ايفا نمايد:
يك. به صورت يك ابزار؛
دو. به صورت يك منبع معرفت.
در صورت اوّل، عقل، وسيلهاى است براى بهرهگيرى اجتهادى مفسّر از وحى، شهود، و علوم تجربى؛ امّا در صورت دوم، عقل، منبعى است مستقل كه در كنار وحى، شهود، و علوم تجربى، در جهت تبيين مقاصد و معارف قرآن، مورد استفاده قرار مىگيرد.
يكى از مفسّران بزرگ معاصر، كاركرد ابزارى و منبعى عقل در تفسير قرآن را چنين بيان فرموده است:
تفسير عقلى نيز يا به تفطّن عقل از شواهد داخلى و خارجى صورت مىپذيرد، يعنى عقل، معناى آيهاى را از جمعبندى آيات و روايات در مىيابد كه در اين قسم، عقل، تنها نقش «مصباح» دارد و چنين تفسير عقلى مجتهدانه، چون از منابع نقلى محقّق
[١]. از اين جمله اند: سعد بن عبداللَّه اشعرى( م ٣٠١ ق) در ناسخ القرآن و منسوخه و على حسينى استرآبادى( م ٩٤٠ ق) در تأويل الآيات الظاهرة و علامه سيّد محمّدحسين طباطبايى در دومين تفسيرش( البيان فى الموافقة بين الحديث و القرآن) و آية اللَّه محمّدهادى معرفت در التفسير الأثرى الجامع.