درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣ - دو سطح اشارات قرآنى
سطح اشارات است.[١] توضيح مطلب، اين كه: نور بودن قرآن و بيان بودن آن، با علمى بودن و عمق داشتنِ معارف آن، منافاتى ندارد. بر پايه روايتى، پيامبر صلى الله عليه و آله، در باره عمق معارف اين كتاب آسمانى مىفرمايد:
لَهُ ظَهرٌ و بَطنٌ، فَظاهِرُهُ حُكمٌ و باطِنُهُ عِلمٌ، ظاهِرُهُ أنيقٌ و باطِنُهُ عَميقٌ، لَهُ نُجومٌ و عَلى نُجومِهِ نُجومٌ، لا تُحصى عَجائِبُهُ، و لا تُبلى غَرائِبُهُ.[٢]
قرآن، ظاهرى دارد و باطنى. ظاهر آن، حُكم است و باطنش علم. ظاهرش زيباست و باطنش ژرف. داراى ستارگانى[٣] است و ستارگانش را ستارگانى. شگفتىهايش به شماره درنمىآيد، و غرايبش كهنه نمىگردد.
اشارات قرآن، راه دستيابى به بخش عمدهاى از معارف آن اند و بدين سان، همان طور كه از امام على عليه السلام روايت شده است، قرآن كريم، خود، شارح و مبيّن خويش است:
كِتابُ اللَّهِ تُبصِرونَ بِهِ، و تَنطِقونَ بِهِ، و تَسمَعونَ بِهِ، و يَنطِقُ بَعضُهُ
[١]. ر. ك: ص ١٢٧( فصل پنجم: گونهشناسى روايات تفسيرى/ تبيين اشارات).
[٢]. الكافى: ج ٢ ص ٥٩٩ ح ٢، تفسير العيّاشى: ج ١ ص ٣ ح ١.
[٣]. شايد مراد از« ستارگانى دارد»، اين باشد كه آياتى دارد كه بر احكام خدا، دلالت دارند و باآن آيات، به اين احكام، راه برده مىشود و باز آياتى دارد كه بر اين آيات، دلالت دارند و آنها را توضيح مىدهند، يا شايد مراد از« ستارگان» سوم، سنّت باشد؛ زيرا سنّت، قرآن را توضيح مىدهد، يا شايد مراد، ائمّه عليهم السلام باشند كه عالم به قرآن هستند و يا شايد مراد، معجزات، باشند؛ زيرا معجزات، بر حقّانيت آيات، دلالت دارند( مرآة العقول: ج ١٢ ص ٤٧١).