درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٠ - ٢٠ تفسير قرآن بدون اشاره به آيهاى خاص
مىكنند، تجربه نيز مؤيّد اين معناست كه پژوهشگر توانا اگر احاطه نسبى به آيات قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام داشته باشد، مىتواند بسيارى از سخنان خاندان رسالت را در قرآن ريشهيابى نمايد و ثقل كبير (حديث) را با ثقل اكبر (قرآن) پيوند دهد. مثلًا رواياتى كه علم را قرين ايمان، يا علم را ريشه ايمان، يا شناخت خدا را ميوه علم مىدانند، در واقع، تفسير آيه «وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ»[١] و آيات مشابه آن اند.[٢] يا رواياتى كه علم را عامل خداترسى، يا فزونىِ علم را موجب فزونىِ خشيت از پروردگار دانستهاند، يا مىگويند علمى كه موجب خشيت الهى باشد، براى [رستگارى] انسان كافى است، ريشه در آيه «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ»[٣] دارند.[٤] يا رواياتى كه اخلاص را موجب حكمت، يا روشن شدن ديده بصيرت، و يا عامل هدايتْ دانستهاند، در حقيقت، آيه «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا»[٥] را تفسير مىنمايند.[٦] يا روايات فراوانى كه تأكيد مىكنند احاطه عقلى و علمى نسبت
[١]. سبأ: آيه ٦.
[٢]. عيون اخبار الرضا عليه السلام: ج ١ ص ٣٠٧ ح ٦٩.
[٣]. فاطر: آيه ٢٨.
[٤]. غرر الحكم: ج ٣ ص ١٩٣ ح ٤١٧٤.
[٥]. عنكبوت: آيه ٦٩.
[٦]. عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج ٢ ص ٦٩ ح ٣٢١.