درآمدى بر تفسير جامع روايى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٥ - روش تفسير جامع
هَوى؛[١] هر كس خشم من بر او وارد شود حتماً در ورطه هلاكت سقوط كرده است»، مقصود از خشم الهى را كيفر او مىداند و مىافزايد:
إنَّهُ مَن زَعَمَ أنَّ اللَّهَ قَد زالَ مِن شَىءٍ إلى شَىءٍ فَقَد وَصَفَهُ صِفَةَ مَخلُوقٍ و إنَّ اللَّهَ لا يَستَفِزُّهُ شَىءٌ فَيُغَيِّرُهُ.[٢]
هر كس بپندارد كه چيزى خداوند را دگرگون مىكند، او را با ويژگى آفريده توصيف كرده است. هيچ چيزى خداوند را تحريك و بىقرار نمىكند كه دگرگونش سازد.
اين بيان، اشاره به آن است كه آشنايى با مبادى عقلى و مبانى اعتقادى اسلام، مقدّمه ديگر تدبّر در قرآن است، و مفسّر بايد اين مقدّمه را نيز تحصيل كرده باشد.
و استدلالِ امام على عليه السلام[٣] براى اثبات اين موضوع كه حدّ اقلّ حمل، شش ماه است، به آيه «وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ»[٤] و آيه «وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً»،[٥] اشاره به آن است كه احاطه به آيات قرآن نيز براى مفسّر، ضرورى است.
همچنين هنگامى كه شخصى يهودى از امام على عليه السلام پرسيد كه «وَجْهُ رَبِّكَ؛[٦] روى پروردگارت» كجاست؟ امام عليه السلام به ابن عباس دستور داد كه
[١]. طه: آيه ٨١.
[٢]. الكافى: ج ١ ص ١١٠ ح ٥.
[٣]. دعائم الاسلام: ج ١ ص ٨٦.
[٤]. بقره: آيه ٢٣٣.
[٥]. احقاف: آيه ١٥.
[٦]. اشاره است به آيه« وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ»( الرحمن: آيه ٢٧).