علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٣ - بررسی دو نظریه دربارۀ «وارثان برگزیدۀ قرآن»(با تأكید بر احادیث امامیه)
اشاره به این دارند که امامان: در مناظرات خود با مخالفان به آیۀ وراثت در اثبات مقام ممتاز علمی خود در شناخت قرآن استدلال کردهاند.[١]
شایان ذکر است مفهوم مخالف همه روایات تبیینگر وارثان برگزیده، فضیلت خاص علمی برای امامان معصوم: شیعه را اثبات میکنند. از این رو، میتوان مجموع این روایات را مناقبی نیز خواند که از باب بیان کرائم قرآن در فضایل و مناقب اهل بیت: صادر شده است. اینک در ادامه به بررسی و تحلیل آنها میپردازیم.
دو قرن حضور گسترده و مستمر در بیانات اهل بیت:
روایات تفسیری آیۀ وراثت کتاب[٢]حضور گسترده و مستمر در بیانات اهل بیت: دارد. بر پایه احادیث موجود، تقریباً سیر تاریخی صدور این روایات در حدیث شیعه، از امام علی٧ شروع و به امام رضا٧ ختم میشود.[٣] البته این بدین معنا نیست که بعد از امام هشتم، روایتی از دیگر معصومان صادر نشده است، بلکه صحیحتر این است که بگوییم مطابق اسناد و مدارک موجود، روایاتی از این معصومان به دست ما نرسیده است و چه بسا روایاتی از آن حضرات در استناد، استشهاد یا تفسیر و تطبیق آیۀ وراثت کتاب صادره شده باشد. در این میان، بیشترین روایات تفسیری آیۀ وراثت کتاب از امام باقر٧ و سپس از امام صادق٧ است.[٤] روایتی از امام سجاد٧ و دو روایت از امام علی٧ با طریق اهل سنّت در تفسیر آن گزارش شده است.[٥] در میان روایات، حدیث امام رضا٧ در مناظره با دانشمندان اهل سنّت در مجلس مأمون، مفصلترین و روشنترین روایت در تبیین و تفسیر مدلول آیۀ وراثت است.
نقل در جوامع حدیثی _ تفسیری كهن امامیه
به دلیل تکثر و تعدد روایات تفسیرگر آیه وراثت، محدثان امامیه در جوامع حدیثی متقدم و اولیه، باب مستقلی را به گزارش آنها اختصاص دادهاند. ابن شعبۀ حرانی روایاتی را ذیل باب اختصاصی «و من کلامه٧ فی الاصطفاء» در تفسیر آیه مذکور از امام رضا٧ گزارش کرده است.[٦] گاه تنها در یک کتاب حدیثی همانند بصائر الدرجات ذیل باب «فی الأئمة: انهم الذین قال الله
[١]. المیزان، ج١٧، ص٤٦.
[٢]. عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِی، عَنْ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ، قَالَ: إِنِّی لَجَالِسٌ عِنْدَهُ إِذْ جَاءَهُ رَجُلَانِ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ فَقَالا: یا ابْنَ رَسُولِ اللهِ! جِئْنَاکَ [کَی] تُخْبِرَنَا عَنْ آیاتٍ مِنَ الْقُرْآنِ. فَقَالَ: وَ مَا هِی؟ قَالا: قَوْلُ اللهِ تَعَالَی،«ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَینا». فَقَالَ: یا أَهْلَ الْعِرَاقِ! وَ أَیشٍ یقُولُونَ؟ قَالا: یقُولُونَ: إِنَّهَا نَزَلَتْ فِی أُمَّةِ مُحَمَّدٍ٦... ؛ ابو حمزه ثمالی حکایت کرد: در حضور علی بن حسین٨ نشسته بودم دو نفر از اهل عراق به نزد آن جناب آمدند و گفتند: یا بن رسول الله، به خدمت شما رسیدیم تا از تفسیر آیات قرآنی ما را با خبر فرمایی. علی بن حسین٨ پرسید: از کدام آیه قرآن؟ گفتند: از معنی آیه Gثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَینا...F علی بن حسین٨ پرسید: ای اهل عراق، اول بگویید تا بدانم عراقیان در باره این آیه شریفه چه میگویند؟ گفتند: در عراق میگویند این آیه در باره امّت محمد٦ نازل شده است که وارثان قرآن هستند» (تفسیر أبیحمزة الثمالی، ص٢٧٧ - ٢٧٨).
[٣]. حَضَرَ الرِّضَا٧ مَجْلِسَ الْمَأْمُونِ بِمَرْوَ وَ قَدِ اجْتَمَعَ فِی مَجْلِسِهِ جَمَاعَةٌ مِنْ عُلَمَاءِ أَهْلِ الْعِرَاقِ وَ خُرَاسَانَ، فَقَالَ الْمَأْمُونُ: أَخْبِرُونِی عَنْ مَعْنَی هَذِهِ الْآیةِ Gثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَینا مِنْ عِبادِناF. فَقَالَتِ الْعُلَمَاءُ: أَرَادَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِکَ الْأُمَّةَ کُلَّهَا؛ امام رضا٧ در مرو در مجلس مأمون حاضر شد، در مجلس او جمعی از دانشمندان عراق و خراسان انجمن بودند. مأمون رو به آنها گفت: مرا از تفسیر این آیه خبر دهید (سوره فاطر، آیه ٣٢) «سپس کتاب را ارث دادیم به آنها که برگزیدیم از بندگان خود». علمای حاضر گفتند مقصود از آنان همه امت اسلامی است ( تحف العقول، ص٤٢٥ - ٤٢٦؛ الأمالی، ص٦١٥ - ٦١٧).
[٤]. جامع البیان فی تاویل آی القرآن، ج٢٢، ص١٥٩- ١٦٣.
[٥]. عَنِ الثُّمَالِی قَالَ: کُنْتُ جَالِساً فِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ مَعَ أَبِی جَعْفَرٍ٧ إِذْ أَتَاهُ رَجُلَانِ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ، فَقَالا لَهُ: یا ابْنَ رَسُولِ اللهِ! إِنَّا نُرِیدُ أَنْ نَسْأَلَکَ عَنْ مَسْأَلَةٍ، فَقَالَ لَهُمَا: سَلَا عَمَّا أجبتما (أَحْبَبْتُمَا). قَالا: أَخْبِرْنَا عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَینا مِنْ عِبادِنا»؛ أبو حمزه ثمالی گوید: در مسجد الحرام خدمت امام باقر٧ نشسته بودم که دو تن از مردم بصره به محضرش شرفیاب شدند و عرض کردند: ای فرزند پیامبر خدا، قصد داریم مسألهای از شما بپرسیم. فرمود: مانعی ندارد، گفتند: ما را از تفسیر فرموده خدا آگاه فرما «ثمّ اورثنا الکتاب...» (معانی الأخبار، باب معنی الظالم لنفسه والمقتصد والسابق، ح٣، ص١٠٥)؛ عَنْ سُلَیمَانَ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ٧ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ الَّذِینَ اصْطَفَینا مِنْ عِبادِنا»، فَقَالَ: أَی شَیءٍ تَقُولُونَ أَنْتُمْ؟ قُلْتُ: نَقُولُ إِنَّهَا فِی الْفَاطِمِیینَ. قَالَ: لَیسَ حَیثُ تَذْهَبُ؛ سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق٧ در باره قول خدای تعالی «آنگاه این کتاب را به کسانی که از میان بندگان خود انتخاب کردهایم، به ارث دادیم» پرسیدم، فرمود: شما در این باره چه میگویید؟ عرض کردم: ما میگوییم: این آیه در باره فرزندان فاطمه ٣ است، (گویا مقصودش اولاد امام حسن است) فرمود: چنان که تو پنداری نیست (الکافی، ج١، ص٢١٥).
[٦]. إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ ثَقَلَیْنِ، مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی، أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الْآخَرِ، وَ هُوَ کِتَابُ اللهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ، وَ عِتْرَتِی أَهْلُ بَیْتِی، لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ. فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِّی فِی عِتْرَتِی؛ من میان شما دو چیز گران میگذارم تا چنگ به آنها بزنید بعد از من، گمراه نخواهید شد. یکی از دیگری بزرگتر است، کتاب خداست که ریسمان آویخته از آسمان به زمین است و عترت من اهل بیتم از یک دیگر جدا نمیشوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند. دقت کنید چگونه با اهل بیت من رفتار میکنید (بحار الانوار، ج٢٣، ص١٠٨).