علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٩ - بررسی و تحلیل احادیث شیعه در باره قضا شدن نماز صبح پیامبر
است که قصد کشتن مردی را کرده بود که گوسفندانی به همراه داشت و با آن که مرد لا إله إلّا الله گفت، مقداد او را کشت و سپس استنباط بیضاوی را که میگوید: «این سبب دلالت دارد بر این که ایمان از روی اکراه صحیح است و این که مجتهد گاهی خطا میکند و این خطا نزد خداوند بخشوده است»، به چالش میگیرد و مینویسد:
این معلوم نیست چرا که مجتهد بودن او (مقداد) بر ما روشن نیست؛ بلکه بدیهی است کسی که این چنین عمل کند، اساساً مجتهد محسوب نمیگردد. نیز معلوم نیست که ایمان آن فرد از روی اکراه بوده باشد.[١]
٢. ذیل کریمه «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لاَ تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُیُوتِهِنَّ وَلَا یَخْرُجْنَ إِلَّا أَن یَأْتِینَ بِفَاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لاَ تَدْرِی لَعَلَّ اللَّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً»،[٢] نخست، سبب نزول آیه را گزارش میکند که در باره ابن عمر است، هنگامی که همسرش را در حال حیض طلاق داده بود و پیامبر او را به رجعت امر کرده و فرموده بودند اگر قصد طلاق دارند به هنگام طهر چنین کنند و سپس نظر بیضاوی را _ که با توجه به سبب نزول و نظر به این که امر به شیء مستلزم نهی از ضد آن است، دلالت بر حرمت طلاق در این حال دارد _ بیان میکند و آن گاه در نقد نظر او مینویسد:
بر فرض که استدلال بیضاوی را بپذیریم، دلالت آیه بر عدم وقوع طلاق روشنتر است تا تحریم آن... و ممکن است که رجعت در خبر ابن عمر به معنای لغوی باشد و نه رجعت به اصطلاح فقها.[٣]
نتیجه
مقدس اردبیلی در تحلیل اخبار و روایات سبب نزول کوشاست. او گاه با رویکرد پذیرش روایات اسباب نزول از مضمون آنها استفاده فقهی یا اصولی میکند و گاه در صحت روایات سبب نزول تردید میافکند؛ بی آن که به سند این روایات نقدی وارد سازد. دریافتها و برداشتهای متنوع وی از اخبار و روایات سبب نزول نشان میدهد که او نقش این مأثورات را در فهم فضای نزول قرآن و در نتیجه، دریافت مفهوم صحیح آیات نه تنها میپذیرد، بلکه مهم میداند.
کتابنامه
_ الاتقان فی علوم القرآن، جلال الدین سیوطی، قاهره: مطبعة حجازی، ١٣٦٨ق.
[١]. سوره مائده، آیه١٠٦.
[٢]. زبدة البیان، ص٤٧٤.
[٣]. سوره بقره، آیه٢٧٤.