موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦١ - امر به تفكر در جهات ظاهريه آب و صدق و صفا با خالق و خلق
باطن خود؛ و تطهير قذارات معاصى نما با قيام به آداب فرايض و سُنن آن، كه على- عليه السلام- در باب توبه فرموده [١]؛ زيرا كه آب رحمت غفّاريت را خداوند مفتاح قرب و مناجات و دليل به بساط خدمت قرار داده؛ و توجّه به آب نازل از سماء مشيّت كن به قلب خود، و تطهير قذاراتِ قلبيه و كدورات معنويه نما؛ زيرا كه آن، مفتاح قرب معنوى و دليل بساط خدمت است. و توجّه به آب نازل از سماء واحديت كن به روح خود، و تطهير قذاراتِ توجّه به غير و غيريت نما؛ زيرا كه آن مفتاح قرب نوافل و دليل وصول به بساط خدمت است. و توجّه به آب نازل از سماء مطلق احديت نما به سرّ خود، و تطهير قذاراتِ رؤيت كثرت نما؛ زيرا كه آن مفتاح وصول به بساط حضور است؛ و توجّه به آب نازل از سماء هويت نما و تطهير رؤيت مقام نما؛ كه اين مفتاح قرب فرايض و فناى مطلق است و دليل وصول به بساط حاضر است.
و تا اين مقام، طهارت و طهور سالكين الى اللَّه است؛ و پس از اين، طهور اهل وصول شروع شود كه آن نتيجه قرب فرايض است؛ و آن از باطن شروع شود و از قلب طلوع كند و به ملك بدن ختم شود.
پس، هر يك از واصلين را طهورى است خاصّ به خود، كه تفصيل آن از حوصله بيان خارج است.
[امر به تفكر در جهات ظاهريه آب و صدق و صفا با خالق و خلق]
و چنانچه جناب صادق- عليه السلام- به حسب اين روايت شريفه، امر به تفكّر در جهات مختلفه آب فرموده، و هر يك را وسيله ترقّى به مقامى قرار داده
[١] «ظاهراً اشاره است به شرايط و مراتب ششگانه استغفار كه اميرالمؤمنين عليه السلام به شخصىكه در حضور آن حضرت كلمه استغفار را بر زبان راند، فرمود». (نهج البلاغة، ص ٥٤٩، حكمت ٤١٧)