موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩ - مراتب طهارت بر حسب مراتب صلات و مقامات مصلّين
طهارتى شرط است خاصّ به آن، كه بدون آن طهارت، ممكن نيست توصّل به آن صلات؛ چنانچه در آيه شريفه لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ [١] فرمايند [٢]: مسّ نمىكند ظاهر آن را مگر اهل طهارت ظاهريه، و باطن آن را مگر اهل طهارت باطنيه، و سرّ آن را مگر اهل طهارت سرّيه. پس به نماز اهل باطن نرسد كسى، مگر آنكه از چشمه حيات قلبى دست و روى خود را شستوشو دهد، و به فضل آن از سر تا قدم، و از اوّل محل ادراك تا منتهاى آلت تحريك را مس كند، و يكسره پاك و مطهّر خود را مهيّاى كوى دوست كند؛ و ما پس از اين به طور اجمال بيان صلات اولياء و اهل معرفت را مىكنيم، ان شاء اللَّه.
و اكنون عنان قلم را منصرف مىكنيم به ذكر نكتهاى كه براى خاصّه دانستن آن ضرور است؛ و آن، آن است كه خداى تبارك و تعالى كه طهور ظاهر و تنظيف قشر و طهارت لباس و بدن را كه متعلّق به ادب اهل دنيا و ظاهر است، اهمال نفرموده و نظافت را از ايمان قرار داده [٣] و آداب ظاهره را- چه راجع به معاشرات و معاملات و چه راجع به آداب ظاهره بدن كه قشر انسان است و در حقيقت انسانيت هيچ مدخليت ندارد، و چه راجع به ملابسات بدن كه هيچ مربوط به انسانيت نيست، از قبيل لباس و مكان و آب و امثال آن- اهمال نفرموده و طهارت هر يك را يا شرط تحقّق يا كمال نماز قرار داده، ممكن نيست به طهارت قلب و تنظيف باطن و تنزيه آن از قذارات معنويه، كه فساد آنها با
[١] «جز پاكان آن را مسّ نمىكنند». (الواقعه (٥٦): ٧٩)
[٢] ر. ك: تفسير القرآن الكريم، صدر المتألهين، ج ٧، ص ١٠٧.
[٣] «اشاره است به روايت مشهور،" النظافة من الإيمان"». (ر. ك: بحار الأنوار، ج ٥٩، ص ٢٩١)