موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢ - فصل چهارم در بيان حضور قلب و مراتب آن است
باشد، روح منفوخ در آن طاهرتر و كمال سعادت آن بيشتر و صورت غيبيه ملكوتيه آن منوّرتر و كاملتر خواهد بود. و كمال عمل اولياء عليهم السلام به واسطه جهات باطنيه آن بوده، و الا صورت عمل چندان مهم نيست؛ مثلًا، ورود چندين آيه شريفه از سوره مباركه «هَلْ اتى» در مدح على عليه السلام و اهل بيت طاهرينش عليهم السلام به واسطه چند قرص نان و ايثار آنها نبوده، بلكه براى جهات باطنيه و نورانيت صورت عمل بوده؛ چنانچه در آيه شريفه اشارهاى به آن فرموده آنجا كه فرمايد: إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً [١] بلكه يك ضربت على عليه السلام كه افضل از عبادت ثقلين مىباشد [٢]. نه به واسطه همان صورت دنيايى عمل بوده كه كسى ديگر اگر آن ضربت را زده بود باز افضل بود، گرچه به ملاحظه موقعيت مقابله كفر و اسلام خيلى انجام اين عمل مهم بوده كه شايد شيرازه لشكر اسلام از هم پاشيده مىشد، ولى عمده فضيلت و كمال عمل آن حضرت به واسطه حقيقت خلوص و حضور قلب آن حضرت بوده در انجام اين وظيفه الهيّه. ولهذا مشهور است [٣] كه وقتى غضب بر آن حضرت مستولى شد به واسطه جسارت آن ملعون، از كشتن او خوددارى فرمود تا آنكه عمل به هيچ وجه شائبه انّيّت و جنبه يلىالخلقى نداشته باشد؛ با آنكه غضب آن ولىّ اللَّه مطلقْ غضب الهى بود ولى
[١] «ما فقط براى وجه خدا (رضاى خدا) شما را اطعام مىكنيم و هيچ پاداش و سپاسى ازشما نمىخواهيم». (الإنسان (٧٦): ٩)
[٢] «اشاره به حديث شريف نبوى است كه از طرق مختلف و با عبارات متعدد روايت شدهاست. از آن جمله:" لضربة علىٍّ خيرٌ من عبادة الثَّقَلَيْن"». (بحار الأنوار، ج ٣٩، ص ٢، حديث ١؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ٣٢)
[٣] ر. ك: مناقب آل ابىطالب، ج ٢، ص ١١٥؛ بحار الأنوار، ج ٤١، ص ٥١، حديث ٣.