موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٧ - در اشاره اجماليه به بعض اسرار سوره حمد
بسم اللَّه هر قائلى در هر قول و فعلى بابسم اللَّه ديگرش فرق دارد. و بيان اين مطلب به وجه اجمال آن است كه به تحقيق پيوسته كه تمام دار تحقّق، از غاية القصواى عقول مهيّمه قادسه تا منتهى النهايه صف نعال عالم هيولى و طبيعت، ظهور حضرت اسم اللَّه اعظم است و مظهر تجلّى مشيّت مطلقه است كه امّ اسماء فعليّه است؛ چنانچه گفتهاند: ظَهَرَ الْوُجُودُ بِبِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحيم [١].
پس، اگر كثرت مظاهر و تعيّنات را ملاحظه كنيم، هر اسمى عبارت از ظهور آن فعل يا قولى است كه در تِلوِ آن واقع شود، و سالك الى اللَّه اوّل قدم سيرش آن است كه به قلب خود بفهماند كه باسم اللَّه همه تعيناتْ ظاهر است؛ بلكه همه، خود اسم اللَّه هستند و در اين مشاهده اسماء مختلف شوند و سعه و ضيق و احاطه ولا احاطه هر اسمى تابع مظهر است و تبع مرآتى است كه در آن ظهور كرده، و اسم اللَّه گرچه به حسب اصل تحقّق مقدّم بر مظاهر است و مقوِّم و قيّوم آنهاست، ولى به حسب تعيّن متأخر از آنهاست؛ چنانچه در محل خود مقرر است.
و چون سالك اسقاط اضافات و رفض تعيّنات نمود و به سرّ توحيد فعلى رسيد، تمام سور و اقوال و افعال را يك بِسْمِ اللَّه است و معنى همه يكى است.
و به حسب اعتبار اول، در سور قرآنيه اسمى جامعتر و محيطتر ازبسم اللَّه در سوره مباركه حمد نيست؛ چنانچه از حديث مشهور منسوب به مولى الموالى [٢] نيز ظاهر شود؛ زيرا كه متعلق آن محيطتر از ساير متعلّقات است؛ چنانچه اهل معارف گويند الْحَمْدُ اشاره به عوالم غيبيه عقليه است، كه صرف حمد و
[١] «هستى بابسم اللَّه الرحمن الرحيم پديدار گشت». (الفتوحات المكّية، ج ١، ص ١٠٢)
[٢] راجع ينابيع المودّة، ج ١، ص ٢١٣؛ أسرار الصلاة، الملكي التبريزي، ص ٢٨٢.