موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٨ - تكبيرات نماز اوليا و اشاره به مراحل سير معنوى ابراهيم خليل اللّه عليه السّلام
[تكبيرات نماز اوليا و اشاره به مراحل سير معنوى ابراهيم خليل اللّه عليه السّلام]
و اما نماز اولياء- چنانچه سابق ذكر شد [١]- نقشه تجلّيات است. پس چون قلوب صافيه خود را شطر عالم غيب قرار دادند و مرآت ذات خود را متوجّه شمس حقيقى كردند، به مناسبت قلوب آنها از حضرت غيب تجلى خاصى بر آنها شود، و چون در اوّل امرْ تجلّى تقييدى است، تكبيرى گويند- فَهُو اكْبَرُ مِنَ التَّجَلّىِ التَّقييديّ. پس، آن را از حجابهاى نور شمارند و قلب خود را از آن منصرف كنند و با دستْ سرّ رفع حجاب قلبى را نمايش دهند. پس از رفع حجاب، تجلّى ديگرى به قلب آنها شود كه از تجلّى اول ارفع و اعلاست؛ پس تكبير گويند و رفع آن حجاب نمايند، و همينطور حجب سبعه را رفع كنند تا وصول به منتهاى كرامت حاصل شود. پس، چون تجلّى ذاتى بر قلوب آنها بىتقييد و حجاب شد، وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ [٢] گويند و وارد نماز شوند و خود را به تكبير احرام از هر خاطرى غير حق محروم كنند و هرچه جز دوست را بر خود حرام شمرند و توجّه به غير را پشت بر قبله حقيقى دانند و مبطل صلات شمارند و رجوع به انّيّت و انانيّتِ خود را از احداث قاطعه نماز محسوب دارند، و چون متمكّن به اين مقام شدند و مستقيم بر امر گرديدند فَقَدْ تَمَّ ميقاتُ الرَبّ [٣].
و اهل معرفت گويند آيه شريفه فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ ... [٤] الى آخره اشاره به
شيرينى عبادت دليل بر اين است كه خدا تو را (در تكبيرت) دروغگو دانسته و از درگاه خود رانده است». (المصنّفات الأربعة، التنبيهات العليّة، ص ٤٦)
[١] ر. ك: صفحه ١٥.
[٢] «رو به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريد ...». (الأنعام (٦): ٧٩)
[٣] «همانا زمان وعده ديدار پروردگار كامل گشت». (برگرفته از آيه ١٤٢ سوره اعراف)
[٤] «پس چون شب او را فرا گرفت ...». (الأنعام (٦): ٧٦)