موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢ - پيشگفتار
و سرگرم باده خودى و خودپرستى و بىخبر از مقامات معنويه و ملك هستى، ارادت خالص كردم كه برخى از مقامات روحيه اولياء عظام را در اين سلوك روحانى و معراج ايمانىِ عرفانى به رشته تحرير درآورم. و من خود گرچه از همه مدارج و معارج به لفظ و تركيبات آن قناعت كردم و به حليه هيچ يك از مقامات خُلقيه و روحيه اهل قلوب زينت نيافتم، ولى به مقتضاى آنكه «احِبُّ الصّالِحينَ وَلَسْتُ مِنْهُم» [١] از ذكر محبوب اين اوراق را مزيّن مىكنم، شايد اين تذكّر بىمغز و صورت بىمعنى مشفوع با اظهار عجز و نياز شده گوشه چشمى از ارباب نظر و اولياى كُمّل- عليهم السلام- بر اين گرفتار آمال و امانىّ باز شود، و جبر نقصان در بقيه عمر گردد و عَلَىاللَّه التّكْلان.
و مشتمل نمودم آن را به دو مقاله و يك مقدمه و يك خاتمه.
[١] «احِبُّ الصالِحينَ وَ لَسْتُ مِنْهُمْ/ لَعَلَاللَّه يَرْزُقُنىِ صلاحاً»؛ «صالحان را دوست مىدارم وخود از آنان نيستم. اميد آنكه خدا صلاحى روزيم سازد». (جامع الشواهد، ج ١، ص ٤٥)