موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩ - مقام حضور قلب در معبود و مراتب سهگانه اين مقام
او دست دهد؛ و آن عبارت از آن است كه در همه اوقات، و خصوصاً وقت عبادت كه موقع حضور است، ملتفت باشد كه عالَمْ محضر ربوبيت مىباشد، و جميع موجودات نفس حضور در محضر مقدّسند و تمام حركات و سكنات و عبادات و طاعات و معاصى و مخالفات در محضر حق و حضور مقدّسش واقع شود؛ و كسى كه اين عقيده صادقانه را به هم رسانيد به مقتضاى فطرت الهيّه احترام محضر و حفظ حضور، البته از مخالفت حق فطرتاً ممنوع شود، زيرا كه احترام محضر و ادب حضور از فطرتهاى الهيّهاى است كه انسان بر آن مفطور است، خصوصاً كه محضرْ محضر كامل عظيم جميل منعم باشد كه احترام هر يك مستقلًا در كتاب فطرت، كه افصح كتب الهيّه است، ثبت است؛ و اگر ما با علم به اين حقيقت، حفظ حضرت نكرديم، براى آن است كه از حدّ ادراك و عقل به مقام ايمان و قلب نرسيده، چنانچه اشارهاى به آن شد؛ والّا انسان به موافقت فطرتْ مجبول و مفطور است.
بالجمله، مرتبه اوّلِ حضور قلب در معبود، آن است كه با علم برهانى عالَم را محضر ربوبيت بداند، و عبادت خود، و خود، و جميع حركات باطن و ظاهر خود را، عين حضور و نفسِ محضر بداند؛ و البته ثناگويى چنين شخصى كه خود و ثناى خود را در محضر مىداند، با محجوبين از اين حقيقت فرقها دارد.
و مرتبه دوم حضور قلب، در تجلّى فعلى، مرتبه ايمان و اطمينان است كه از تذكّر حبيب در سرّ و علن و مناجات با ذات مقدّس و خلوت با او حاصل گردد، و در اين صورت نورانيت عبادت بسيار گردد، و سرّى از اسرار عبادت بر قلب عابد منكشف گردد؛ و پس از رياضات و مجاهدات و دوام تذكّر و عشق به حضور و خلوت و تضرّع و انقطاع تامّ، سالك از مرتبه اطمينان و عرفان، به مرتبه شهود و عيان رسد و حق به تجلّى فعلى، مناسب با قلبش، به سرّ قلب او تجلّى