موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤ - بيان مرتبه اول حضور قلب (حضور قلب اجمالى)
همينطور اطفال دبستان معارف محمّدى صلّى اللَّه عليه و آله، كه مدايح و ثناهايى را كه به كشف كامل تامّ آن حضرت مكشوف و به وحى و افاضه حضرت حق، جلّ جلاله، بر قلب شريفش نازل شده، در پيشگاه مقدّس مىسرايند؛ گرچه خود نمىدانند كه چه ثنايى مىگويند و به چه و براى چه مدح مىسرايند؛ ولى اوّل مرتبه كمال عبادات آنها آن است كه قلب آنها در عبادت حاضر باشد كه ثناى حقّ مىكنم به ثنائى كه حقّ تعالى براى خود فرموده و خاصّان درگاه به آن رَطْب اللّسان شدهاند. بلكه اگر ثناگويى به لسان اوليا كند بهتر است، زيرا از شوائب كذب و نفاق خالى شود؛ زيرا كه در عبادات، و خصوصاً در نماز، ثناهايى است مشتمل بر دعاوى كه جز كُمّل اولياء و خُلَّص اصفياء (ع) كسى به آن نتواند قيام كرد؛ مثل قوله: وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ... [١] الى آخره. و مثل قوله: الْحَمْدُ لِلَّهِ [٢] و إِيَّاكَ نَعْبُدُ [٣]. و در اوضاع، مثل رفع يد در تكبيرات و سجده و غير آن؛ كه بيان هر يك در محلّ خود مىآيد، ان شاء اللَّه، و براى هركس ميسور نيست. و در ادعيه شريفه وارده از ناحيه مقدّسه ائمه اطهار عليهم السلام نظير آن بسيار است كه براى هركس ميسور نيست دعوت به آن دعاها؛ مثل بعض فقرات دعاى شريف «كميل». در اين موارد شيخ كامل، شاه آبادى- روحى فداه- مىفرمودند: «خوب است شخص داعى در اين مقامات به لسان خودِ مصادر دعا عليهم السلام دعا كند».
بالجمله، در اذكار و قرائات يا اعمال نماز قصد ثناجويى و مديحهگويى به
[١] «رو به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريد ...». (الأنعام (٦): ٧٩)
[٢] «ستايش مخصوص خداوند است». (الفاتحة (١): ٢)
[٣] «تنها تو را مىپرستيم». (الفاتحة (١): ٥)