موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٤ - وصل آخر در سرّى از اسرار سلام است
را دارالسلام و مظهر السلام مشاهده كند و دست تصرّف خيانت خائنين را از جمال جميل على الاطلاق كوتاه بيند؛ پس سر تا پاى خود و عالم را در اسم «السلام» مستغرق بيند، و در اين مرحله سرّى كامل از اسرار قدر دريابد. و اگر با قدم علمى و نظرى است، سرّ قول حكماء را كه گويند: الوجودُ خيرٌ محض [١] دريابد؛ و اگر از اصحاب معرفت و كشف است، به قدر سعه قلبيش خيريت و سلامت و امان الهى در قلبش تجلّى كند. واللَّه العالم. و اما آداب آن محتاج به بيان نيست.
وصل آخر در سرّى از اسرار سلام است
از آنچه مذكور شد، از سر صلات- كه حقيقت آن عبارت از سفر الى اللَّه و فى اللَّه و من اللَّه است- در سرّ سلام مطلبى ديگر معلوم شود. و آن، آن است كه چون سالك در حال سجده غيبت مطلقه از همه موجودات براى او دست داد و از همه موجودات غايب شد و در آخر سجده حالت صحوى براى او رخ داد و در تشهّد نيز اين حالت قوّت گرفت، ناگاه از حال غيبت از خلق به حضور منتقل شد و ادب حضور را به جاى آورد، و در آخر تشهّد توجه به مقام نبوّت پيدا كرد و در محضر ولايت آن سرور، ادب حضور را كه سلام شفاهى است به جا آورد. و پس از آن، به تعيّنات نورِ ولايت، كه قواى ظاهره و باطنه خود و «عباد اللَّه الصّالحين»
[١] الشفاء، الهيّات، ص ٣٥٥، مقاله ٨، فصل ٦؛ الحكمة المتعالية، ج ١، ص ٣٤٠، و ج ٧، ص ٥٨؛ شرح المنظومة، ج ٣، ص ٥٢٩.