موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٦ - مراحلى كه با هر يك از تكبيرات سبعه طى مىشود
پس از تنزيه و تسبيح حقّ از ورود در حضرتش و تنزيه مقام مقدّسش از توصيف، رفع حجاب سادس نما و تكبير بگو؛ و اگر خود را لايق ديدى رفع حجاب هفتم كن، كه لطيفه سابعه است، و الّا توقّف كن و باب احسان حقّ را بكوب و اعتراف به اسائه خود از روى قلب كن و بگو: «يا مُحْسِنُ قَدْ أتاكَ الْمُسيء» [١]. و ملتفت باش كه در اين كلام صادق باشى و حقيقتاً قَرعِ باب احسان كنى و الّا بر حذر باش و از نفاق در محضر ذوالجلال بترس.
و پس از آن، رفع حجاب سابع كن و آن را به پشت سر افكن به رفع يد، و تكبير احرام گو و خود را از غيرْ محروم دان كه داخل حرَم كبريا شدى، پس بگو:
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ... [٢] الى آخره.
و بدانكه براى تو خطر عظيمى پيش آمده كه آن، نفاق در اوّل عبادتْ در محضر عالم به سرّ و خفيات است. و اگر چون نويسنده محجوب از هر كمال و معرفت و پابستِ علايق دنيا و حبّ نفس و سرگرم شهوت و غضبْ خود را از اين مقامات عارى ديدى، خود را در محضر حق و ملائكه مقرّبين رسوا مكن و به نقص و عجز خود اعتراف كن و از قصور و احتجاب خود در انفعال باش و با انكسار قلب و انفعال و خجلت وارد شو و اذكار را از لسان اولياء بگو كه خود لايق آن نيستى، زيرا كه تا پشت پا بر خود و هر دو جهان نزنى، در اين اقوال صادق نباشى؛ و تا تسليم حقيقى بين يَدَىِ اللَّه نباشى، مسلم نيستى؛ و تا خود بينى، از حدود شرك خارج نشدى؛ و تا فانى مطلق نشوى، نتوانى گفت: إِنَ
[١] «اى نيكويى كننده، بدكار به سوى تو آمده است». (فلاح السائل، ص ٢٧٧، حديث ١٤؛ بحار الأنوار، ج ٨١، ص ٣٧٥، حديث ٢٩)
[٢] «رو به سوى كسى كردم كه آسمان ها و زمين راى آفريد ...». (الأنعام (٦): ٧٩)