موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٥ - مراحلى كه با هر يك از تكبيرات سبعه طى مىشود
ابواب طلب، و از منزل طبيعت حركت كن و حجاب غليظ آن را با تمسّك به مقام كبريايى رفع كن و به پشت افكن و تكبيرگويان وارد حجاب ديگر شو و آن را رفع كن و به پشت سر افكن و تكبير بگو و حجاب سوم را نيز مرتفع كن كه به سرمنزل باب القلب رسيدى، پس توقّف كن و دعاى مأثور بخوان: «اللّهُمَّ أَنْتَ الْمَلِكُ الحَقُّ المُبين ...» [١] الى آخره.
سلب مالكيت از غير حق و حصرِ مطلقِ تصرّفات را بر آن ذات مقدس نما كه خود را رافع حجاب نشمارى و لايق تكبير حقّ ندانى، «فَإِنَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أنْ يُوصَف» [٢].
پس، قصر الوهيت در حق كن و غفران ذنوب خود را طلب نما.
و پس از آن، رفع حجاب رابع و خامس كن و به پشت افكن و تكبير را تكرير نما و چشمِ دل باز كن كه نداى «تَقَدَّمْ» شنوى. و اگر حلاوت محضر و لذّت ورود يا هيبت و عظمت حضور در قلبت ظاهر شد، بدان كه از طرفْ اجازه ورود صادر شده؛ پس، با حال خوف و رجا و تبتّل و تضرّع بگو: «لَبَّيْكَ وَسَعْدَيْكَ وَالْخَيْرُ فى يَدَيْكَ وَالشَّرُّ لَيْسَ إلَيْكَ ...» [٣] الى آخره. و تفكّر در حقايق اين اذكار شريفه كن كه در آن ابوابى از معارف است و خود در آن ادب حضور است.
[١] «خداوندا، تويى پادشاهِ حقِّ آشكار ...». (وسائل الشيعة، ج ٦، ص ٢٤، «كتاب الصلاة»، «أبواب تكبيرة الإحرام والافتتاح»، باب ٨، حديث ١)
[٢] «او بزرگتر از آن است كه به وصف درآيد». (الكافي، ج ١، ص ١١٧، «كتابالتوحيد»، «باب معاني الأسماء واشتقاقها»، حديث ٨ و ٩؛ التوحيد، صدوق، ص ٣١٢، حديث ١ و ٢)
[٣] «سرم به فرمان تو (رو به تو دارم) و سعادت از توست؛ خير به دست توست و شرّ (را) به سوى تو (راه) نيست ...». (الكافي، ج ٣، ص ٣١٠، «كتاب الصلاة»، «باب افتتاح الصلاة»، حديث ٧؛ بحار الأنوار، ج ٨١، ص ٣٦٦، حديث ٢١)