موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠١ - دواعى عبادت و طاعت در مقامات مختلف
ذات مقدّس و قيام دار تحقّق به او شود؛ و در قلب، اين حيطه قيّوميه را و اين تدلّى و فناى عالم را مستقر كند؛ شايد كمكم به سرّ قيام رسد و توحيد فعلى را، كه اهل معرفت، سرّ آن دانند، دريابد؛ پس، مقام ظهور به تجلّى فعلى بر قلب او منكشف شود و سرِّ: «لا جَبْرَ وَلا تَفْويضَ بَلْ أمْرٌ بَيْنَ الأمْرَيْن» [١] بر او ظاهر گردد؛ پس، لايق ورود در محضر شود و بعضِ از اسرار تكبيرات افتتاحيه و قرائت و رفع يد در تكبيرات بر او مكشوف شود.
فصل سوم در اسرار نيّت است
[دواعى عبادت و طاعت در مقامات مختلف]
و آن پيش عامّه، عزم بر اطاعت است طمعاً يا خوفاً: يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً [٢].
و در نزد اهل معرفت، عزم بر اطاعت است هيبتاً و تعظيماً: «فَاعْبُدْ رَبَّكَ كَانَّكَ تَراهُ، وَإنْ لَمْ تَكُنْ تَراهُ فَإنَّهُ يَراك» [٣].
و در نزد اهل جذبه و محبّت، عزم بر اطاعت است شوقاً و حُبّاً: قالَ
[١] «نه جبر است و نه تفويض، بلكه امرى است بين اين دو امر». (الكافي، ج ١، ص ١٦٠، «كتاب التوحيد»، «باب الجبر و القدر و الأمر بين الأمرين»، حديث ١٣؛ التوحيد، صدوق، ص ٣٦٢، حديث ٨)
[٢] «پروردگارشان را از روى ترس (از عذاب) و طمع (به بهشت) مىخوانند». (السجدة (٣٢): ١٦)
[٣] «آنچنان خدا را عبادت كن كه (گويى) او را مىبينى؛ پس اگر تو او را نمىبينى همانا او تو را مىبيند». (بحار الأنوار، ج ٧٤، ص ٧٤، حديث ٣؛ مكارم الأخلاق، ج ٢، ص ٣٦٣، حديث ٢٦٦١)