ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٤ - مقصود
بخواند و اينهم محال است اما دوست گرفتن خدا محال نيست، زيرا دوست گرفتن به معنى اختصاص دادن است و اين اشكالى ندارد.
(بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ): آنها فرزندان خدا نيستند. بلكه بندگان گرامى خدا هستند و خدا آنها را برگزيده است.
(لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ): آنها جز به امر خدا تكلم نميكنند و همه گفتارهاى ايشان بفرمان خداست و بهمين جهت قدر و مقام آنها بالاست.
(وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ): آنها بفرمان خدا عمل مىكنند و كسى كه فرزند باشد، اين اوصاف را ندارد.
(يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ): خداوند اعمال گذشته و آينده آنها را مىداند.
(وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى): و جز كسى را كه خدا دينش را بپسندد، شفاعت نميكنند. يا اينكه كسى را شفاعت ميكنند كه خدا از آنها راضى باشد. ابن عباس گويد: اهل توحيد را شفاعت ميكنند. برخى گويند: كسانى را شفاعت ميكنند كه مستحق ثواب باشند. اما حقيقت معنى اين است كه آنها كسى را شفاعت مىكنند كه خدا به شفاعتش راضى باشد. پس اين جمله، نظير:(مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ) است.
(وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ): آنها از ترس خدا بخود مىلرزند كه مبادا در عبادتش تقصيرى كنند.
(وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ): هر كدام از فرشتگان كه دعوى خدايى كند، سزايش جهنم است و با ساير بندگان در استحقاق عذاب فرقى ندارد.
برخى گويند: مقصود شيطان است. زيرا او بود كه مردم را بعبادت خود فرا خواند.
اما برخى اين مطلب را قبول ندارند. زيرا جمله فوق شرطيه است و بعلاوه شيطان فرشته نيست. (بقول اكثر)( كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ): مشركينى كه خدا را با صفاتى كه لايقش نيست