ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٩ - مقصود
ابن عباس مىگويد: موسى گوساله را سوزاند و خاكسترش را بدريا ريخت و اين دلالت دارد بر اينكه حيوانى بود داراى گوشت و خون.
بنا بر قرائت ديگر، موسى گوساله را قطعه قطعه كرد و قطعات آن را در دريا ريخت.
بهر حال قرآن ميخواهد بگويد: چيزى كه قابل سوختن و خرد كردن است، لايق پرستش نيست.
امام صادق ميفرمايد: موسى ميخواست سامرى را بكشد. خداوند فرمود:
او را نكش زيرا سخى است.
آن گاه موسى رو بقوم خود آورده، گفت:
(إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ): آن خدايى كه يكتا و بيهمتاست، سزاوار پرستش است.
(وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً): او همه چيز را بطور كامل ميداند.
اين جمله از لحاظ فصاحت بسيار عجيب است و دلالت دارد بر اينكه «معدوم» نيز «شىء» است زيرا براى خدا معلوم است.
سپس به پيامبر اسلام مىفرمايد:
(كَذلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ ما قَدْ سَبَقَ): همانطورى كه قصه موسى و قومش را براى تو بيان كرديم، قصه ساير گذشتگان را نيز براى تو مىگوييم.
(وَ قَدْ آتَيْناكَ مِنْ لَدُنَّا ذِكْراً): ما قرآن را از جانب خويش بتو داديم. در اينجا مراد از ذكر قرآن است، زيرا تذكرى است نسبت به همه امور دينى.
پس كسانى را كه از قرآن اعراض كرده و از ايمان خوددارى ميكنند، تهديد كرده، مىفرمايد:
(مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وِزْراً): كسانى كه از قرآن روى- گردان شوند، بار سنگين و غير قابل تحمل گناه را در روز واپسين بدوش خواهند كشيد.
(خالِدِينَ فِيهِ وَ ساءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ حِمْلًا): بار گناهى كه عذابش براى ايشان