ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٢ - مقصود
قتاده گويد: نجواى آنها اين بود كه اگر او ساحر است بر او غالب مىآييم و اگر از جانب خداست پيروز خواهد شد.
برخى گويند: يعنى ساحران سخن خود را از موسى و هارون مخفى داشتند و با فرعون به نجوى پرداختند.
(قالُوا إِنْ هذانِ لَساحِرانِ يُرِيدانِ أَنْ يُخْرِجاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِما):
فرعون و اطرافيانش بمردم گفتند: اين دو برادر ساحرانى هستند كه ميخواهند شما را با سحر خويش از سرزمين مصر خارج سازند.
(وَ يَذْهَبا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلى): و راه شما را كه بهترين و نزديكترين راه بحق است از شما بگيرند و مردم را متوجه خويش سازند. اين معنى از امير المؤمنين على (ع) است.
برخى گفتهاند: بنى اسرائيل كه از لحاظ عدد و ثروت، اكثريت داشتند، طريقه و وسيله زندگى مصريان بودند. مىترسيدند كه موسى و هارون بنى اسرائيل را با خود ببرند.
برخى گويند: يعنى مىخواهند دين و آيين پسنديده شما را از شما بگيرند.
(فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ): تمام تدبيرها و نيرنگهاى خود را بكار اندازيد.
(ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا): آن گاه صف بسته بيائيد تا نظم و هيبت خود را بهتر نشان دهيد برخى گويند: منظور از صف همان «مصلى» است كه در روز عيد جهت نماز در آنجا جمع مىشدند.
(وَ قَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلى): امروز سعادتمند كسى است كه غلبه و برترى پيدا كند. برخى گويند: اين جمله، تتمه قول فرعون به ساحران است و برخى گويند:
گفتار خود ساحران بيكديگر است.
(قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقى): ساحران موسى را مخير كردند كه عصاى خود را اول بيفكند يا بعد.
(قالَ بَلْ أَلْقُوا): موسى به ايشان گفت: شما اول بيندازيد. منظور اين بود