ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤١ - مقصود
تا هيچگونه شبههاى براى كسى باقى نماند.
(فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتى): فرعون از موسى جدا شد و نيرنگهاى خود را فراهم كرد و در وقت مقرر به وعدهگاه آمد.
(قالَ لَهُمْ مُوسى): موسى ساحران را كه سحر خود را براى مقابله با اعجاز موسى حاضر كرده بودند، موعظه كرد و به آنها گفت:
(وَيْلَكُمْ): اين كلمه براى تهديد بكار مىرود. يعنى خداوند شما را گرفتار ويل و عذاب گرداند. ممكن است منادى باشد و در اين صورت دعاى عذاب براى آنها مىكند. برخى گفتهاند دو كلمه است به اين صورت: «وى لكم» يعنى از شما تعجب مىكنم.
(لا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِباً): ابن عباس گويد: يعنى كسى را شريك خدا نسازيد. برخى گفتهاند: يعنى بخدا دروغ نبنديد و معجزات مرا به سحر و سحر خود را به حق و فرعون را به الوهيت و خداوندى نسبت ندهيد.
(فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ): كه شما را گرفتار عذاب و هلاكت خواهد كرد. اصل سحت تراشيدن تمام موهاى سر است و «سحته اللَّه و اسحته» يعنى خدا او را مستأصل و هلاك گردانيد.
(وَ قَدْ خابَ مَنِ افْتَرى): قتاده گويد: يعنى كسى كه نسبت دروغ بخدا بدهد زيانكار است. بعضى گويند: يعنى چنين كسى اميدش از خدا و بهشت قطع شده است.
(فَتَنازَعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ): مردم در باره موسى و هارون و فرعون به مشاوره پرداختند و هر كدام در رد عقيده ديگرى و اثبات نظر خود كوشش ميكرد.
برخى گويند: يعنى ساحران در باره عصاها و ريسمانها و اينكه كداميك آغاز كنند، به شور پرداختند.
(وَ أَسَرُّوا النَّجْوى): آنها مطالب خود را پوشيده از فرعون براى يكديگر بيان كرده، گفتند: اگر موسى بر ما غالب آمد از او تبعيت مىكنيم.
محمد بن اسحاق مىگويد: وقتى موسى به ايشان گفت: «ويلكم!» آنها به نحوى پرداخته، گفتند: اين نه سخن ساحران است.