فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٣ - اهليت حقوقى ،شناسايى سن بلوغ و تأثير آن در تكليف(٢) آيت الله شيخ حسن جواهرى
خمس عشرة سنة وأربع عشرة سنة ، فإن هو صام قبل ذلك فَدَعه (١١)؛
ابن وهب مىگويد: از امام صادق(ع) پرسيدم كه در چند سالگى روزه بر كودك واجب مىشود؟ فرمودند: زمانى كه به سن پانزده و چهارده سالگى برسد. اگر قبل از آن با اختيارخود روزه گرفت او را به حال خود واگذار».
از آنجا كه شناسايى سن بلوغ با جمع بين چهارده و پانزده سالگى، امكان پذير نيست ،مراد از «واو»، «أو» مىباشد. در اين صورت مردد كردن سن كودك براى روزه گرفتن به اين معنى است كه قبل از پانزده سالگى براى تمرين و ممارست است و مؤاخذه در اين سن براى تأديب اوست و پانزده سالگى، سن بلوغ است.
اين روايات، دلايل معتبرى بر بلوغ پسر در سن پانزده سالگى مىباشند.
در مورد استدلال داود و مالك (١٢)كه با استناد به روايت «رفع القلم عن ثلاث عن الصبي حتى يحتلم...» ، قايل به عدم اعتبار سن براى بلوغ هستند ـ بايد گفت در صورتى كه نشانههاى ديگرى غير از احتلام براى اثبات بلوغ ظاهر شود، اين روايت مانع از اثبات بلوغ به وسيله آن نشانهها نيست، از اين رو روييدن موى صورت دليل و علامتى براى بلوغ است، بدون اينكه با اين روايت معارض باشد.
در زمينه سن بلوغ پسربچه غير از نظر داود ، دو قول ديگر نيز وجود دارد. ابوحنيفه با استناد به روايتى، هفده يا هجده سالگى را سن بلوغ پسر بچه مىداند و برخى فقهاى اماميه با استناد به موثقه عمّار و موثقه عبداللّه بن سنان، سيزده سالگى را سن بلوغ پسر مىدانند. در موثقه عمار از امام صادق(ع) آمده است:
(١١) همان ، ج ٧ ، ص١٦٧ ، ب ٢٩ از ابواب من يصحّ منه الصوم ، ح ١ .
(١٢) بر اساس تقرير مؤلف محترم ،عدم اعتبار سن در بلوغ به داود و مالك نسبت داده شده است در حالى كه با مراجعه به كتاب المغنى اينگونه قابل برداشت است كه صرفاً داود به عدم دخالت سن در بلوغ نظر داده و مالك وپيروان او قائل به سن ١٧ يا ١٨ سالگى براى بلوغ هستند: مترجم.