فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٣
وجوب استنجاء به يسار، (١٦٢)كراهت نام گذارى به اسم هايى مانند بشير و شهاب، (١٦٣)استحباب همراه بردن ابلهان براى نماز استسقاء (١٦٤).
٢. به كارگيرى واژه «اشيع»:كيدرى در مقام فتوا و براى تقويت يا ترجيح يك قول هرگز از واژه «مشهور» استفاده نكرده، چنان كه از واژه «اشهر» نيز تنها دو بار استفاده كرده است. (١٦٥)او از واژه «اشيع» كه اولين بار توسط وى به معناى اشهر به كار رفته، بيش از «اشهر» استفاده كرده است (١٦٦)؛ زيرا تا پيش از محقق حلى، كاربرد واژههاى «اشهر و مشهور»، در مقام گزينش يك قول، رايج نبوده است.
٣. تفسير ذات الاشاجع: يكى از اجزاء حرام در حيوانات حلال گوشت، «ذات الاشاجع» يا «ذوات الاشاجع» است. اين كلمه ريشه روايى ندارد، تنها (١٦٧)در كتاب «فقه الرضا» در يكى از عناوين ابواب ديات تعبير «اشاجع» آمده (١٦٨)كه متناسب با معناى «اصول اصابع» (بن انگشتان) است. پس از آن شيخ نيز آن را در نهايه آورده (١٦٩)ولى معنا نكرده است. بيشتر فقها، چنان كه اهل لغت گفتهاند (١٧٠)، آن را به معناى «اصول اصابع» گرفتهاند ولى براى تعيين مصداق آن در حيوان، آن را به «عضوى در سم»، معنا كرده كرده (١٧١). در عصر نزديك به شيخ، تنها دو نفر آن را
(١٦٢) اصباح الشيعه، ص٢٧.
(١٦٣) همان، ص٤٣٣.
(١٦٤) همان، ص١٠٦.
(١٦٥) اصباح الشيعه، ص٣٢، ٧٧.
(١٦٦) اصباح الشيعه، ص٣٥، ١٣٨، ٥٠٠.
(١٦٧) جواهر الكلام، ج٣٦، ص٣٤٨.
(١٦٨) فقه الرضا، ص٣٢٣،مؤسسه آل البيت عليهم السلام ـ مشهد، ١٤٠٦ هـ . ق.
(١٦٩) النهاية، ص ٥٨٥.
(١٧٠) مجمع البحرين، ج٤، ص٣٥٢.
(١٧١) جواهر الكلام في شرح شرائع الاسلام، ج٣٦، ص٣٤٩؛ مجمع الفائدة و البرهان في شرح ارشاد الاذهان، ج١١، ص٢٤٤.