فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٩ - كالبد شكافى در آموزشهاى پزشكى آيت اللّه محمد مومن قمى
(نكل منه ينكل - من باب قتل - و نكلته قبيحة: أي أصابه بنازلة و نكّل به بالتشديد و الاسم النكال).
نكل منه ينكل از باب قتل يقتل است و نكلته قبيحة، يعنى، بلايى بر او نازل شد نكل به تشديد كاف، اسم مصدر آن نكال است.
در المنجد آمده:
(مثلُ - مثلاً و مثله بالرجل: نكل بالقتيل: جدعه و ظهرت آثار فعله عليه تنكيلاً).
مرد را مثله كرد، يعنى، بلايى بر او وارد كرد و كشته را مثله كرد، يا اعضاى بدن او را بريد و آثار فعلش بر او ظاهر شد، تا عبرت براى ديگران باشد.
و نيز در المنجد آمده است:
(نكّل به صنع به صنيعاً يحذر غيره و يجعله عبرة له).
او را تنكيل كرد، يعنى، با وى كارى كرد كه ديگرى را بر حذر دارد و او را برايش عبرت قرار دهد.
بنا بر آنچه گذشت، كالبد شكافى و يا قطع عضو ميت، اگر با هدف عقلايى باشد، مصداق مثله كردن نيست.
٣. اين كه گفته شود: كالبد شكافى مرده و قطع اعضاى او، تأخير دفن را در پى دارد، در حالى كه دفن واجب است و تأخير آن براى زمانى طولانى جايز نيست.
وجوب دفن، شايد از ضروريات بوده و از جمله رواياتى كه بر آن دلالت دارد، موثقه سماعه از امام صادق(ع) است كه مىگويد:
«سألته عن السقط إذا استوت خلقته يجب عليه الغسل و اللحد و الكفن، قال: نعم كلّ ذلك يجب عليه إذا استوى» (١٧)
از امام، در مورد جنين سقط شده سؤال كردم كه اگر از نظر خلقت كامل باشد،
(١٧)همان، ج٢، ص٦٥٩، غسل الميت، باب ١٢، ح١.