فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٥ - كالبد شكافى در آموزشهاى پزشكى آيت اللّه محمد مومن قمى
فقط در مواردى كه مصالح اشخاص در ميان باشد، اقدام مىكند. تفصيل اين مبحث، نياز به فرصت زياد دارد.
دهم:آيا اقدام به كالبد شكافى ميت و قطع اعضاى او، با هدف آموزشهاى پزشكى، موجب ديه و ارش مىشود؟ جاى ترديد نيست كه اگر اين اقدام، جايز نباشد، مشمول ادله وجوب ديه مىشود. كلام در موارد جواز به سه صورت قابل تصور است:
١. مبناى جواز، وصيت ميت باشد كه دانستيم موجب جواز اقدام به آن مىشود. اما وصيت امكان دارد تنها به انتفاع از جسد در آموزشهاى پزشكى باشد، بدون آن كه به مجانى بودن آن، وصيت شده باشد، يا اصلاً به مجانى نبودن آن تصريح شده است. در اين جا، ادله ديات و ارش حكومت دارند، زيرا ديه و ارش به منزله قيمت جراحات وارده بر بدن و قطع اعضايند، همان گونه كه اذن در تصرف اموال با ضمان تصرف كننده منافات ندارد، اين جا نيز چنين است. پس وصيت، جواز اقدام را موجب شده و ادله ديات، ديه و ارش را واجب مىگرداند.
اما اگر وصيت اين گونه باشد :(جسد به رايگان در اختيار مجامع پزشكى قرار گيرد) ظاهراً ديه و ارش ساقط مىشوند، زيرا روشن شد كه ديه و ارش، عوض از جرح و قطع عضو وارد بر ميت و وصيت، استمرار حق ثابت براى انسان از زمان حيات تا پس از مرگ است. از آن جا كه هر كس بر خودش اولى از ديگران است، هر گاه با وصيت اذن دهد كه در جسدش مجاناً تصرف شود، عوضى كه براى آن معين شده ساقط مىشود و اصلاً ديه ثابت نمى شود تا اين كه حق ورثه به آن تعلق گيرد اگر گرفتند، نمىتوانند در آن تصرف كنند، چون اين سخن زمانى صحيح است كه ديه ثابت شده باشد و فرد بخواهد در مورد آن وصيتى كند و اما هنگامى كه وصيت به رايگان بودن مىكند، باب تعلق ديه و حصول آن را مىبندد.
٢. مبناى جواز، اضطرار و توقف حفظ زندگى به آن باشد. واضح است كه اضطرار