در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٨ - دو بعد مادى و معنوى انسان؛ متعارض يا متقارب؟
بنده من، مگر نه اين است كه من راه حركت و تلاش را براى تو باز كردهام؟! مگر نه اين است كه من اعضا و جوارح صحيح و سالم به تو دادهام؟! به تو دست و پا و چشم و گوش و عقل دادهام كه ببينى و بشنوى و فكر كنى و حركت نمايى و روزىِ خود را تحصيل كنى و سربار مردم نباشى! بنابراين من بين تو و خودم حجت را تمام كردهام كه در راه طلب گام بردارى و دستور مرا مبنى بر سعى و تلاش اطاعت كنى و بار دوش ديگران نباشى. البته پس از سعى و تلاش، اگر با مشيت كلى من سازگار بود به تو روزى وافر و وسيع خواهم داد، و اگر هم به علل و مصالحى زندگى تو توسعه پيدا نكرد، البته تو سعى خود را كرده و وظيفه خويش را انجام دادهاى و معذور خواهى بود.
در خصوص مسأله راه و روش بخشش، خداى متعال در قرآن كريم آيهاى نازل فرموده و آن را به پيامبر(صلى الله عليه وآله) آموخته است. اين آيه پس از جريانى كه براى خود پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) پيش آمد نازل گرديد. داستان از اين قرار بود كه مقدارى طلا نزد پيامبر(صلى الله عليه وآله) بود و آن حضرت كراهت داشت از اينكه آن طلاها حتى يك شب در خانه ايشان بماند. از اين رو تمام آنها را در يك روز بين فقرا تقسيم كرد. بامداد روز بعد سائلى آمد و با اصرار فراوان از پيامبر(صلى الله عليه وآله) تقاضاى كمك كرد، و اين در حالى بود كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) هيچ در بساط نداشت. آن حضرت از اينكه نتوانست به آن فقير كمك كند بسيار غمگين و افسرده شد. اينجا بود كه آيه نازل شد كه انسان نه بايد آن چنان خسّت به خرج دهد كه از كوچكترين كمكى به ديگران دريغ ورزد، و نه چندان گشادهدست و بخشنده باشد كه هرچه را دارد در راه خدا انفاق كند و براى خود هيچ نگه ندارد:
وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُورا؛[١] و دستت را به گردنت زنجير مكن و بسيار [هم]گشادهدستى مكن كه مورد سرزنش قرار گيرى و حسرتزده بر جاى مانى.
[١] اسراء (١٧)، ٢٩.