در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٥ - دو بعد مادى و معنوى انسان؛ متعارض يا متقارب؟
«زهّاد» و «صوفيه» است كه بر اساس نگرش مذكور عمل، و آن را تبليغ و ترويج كردهاند. آنان معتقد بودند كه انسان اگر بخواهد به كمالات روحى و معنوى و سعادت اخروى برسد، بايد امور دنيوى و مادى را فراموش كند و از لذتهاى دنيا و عالم ماده صرفنظر نمايد. توصيه آنان اين بود كه براى داشتن سير معنوى و اخروى بايد به طور كلى از دنيا و مردم و جامعه كناره گرفت و در گوشهاى به كار آخرت و حالات معنوى خود مشغول شد. بر اساس اين ديدگاه، تمتع از نعمتهاى مادى بايد تنها در حد ضرورت و به اندازهاى باشد كه انسان زنده بماند، و حتى ممكن است ـ چنانچه توصيه هم مىشود ـ انسان با رياضتهايى به جايى برسد كه هر چهل روز نيازى به خوردن بيش از يك مغز بادام يا خرما و مانند آنها نداشته باشد!
آرى، اينگونه بايد روى دنيا و بهرهبرى از مواهب مادى قلم كشيد! حتى بالاتر، بايد كارى كرد كه انسانهاى ديگر از ما منزجر شوند و ما را به حال خود رها كنند و مزاحم خلوت ما نشوند! بودهاند و هستند مرتاضان و متصوفانى كه تعمد داشته و دارند رفتارهايى انجام دهند كه ديگران از آنها دور شوند و رغبتى به نزديكى و برقرارى ارتباط با آنها نداشته باشند ورا به حال خودشان واگذارند تا بتوانند به كار و خلوت خود مشغول باشند.[١] كم نبوده و نيستند كسانى كه خود را رهرو راه عرفان و معنويات
[١] اين گروه اصطلاحاً «ملامتيّه» يا «ملامتيان» ناميده مىشوند. مكتب ملامتيّه داراى سابقهاى بسيار قديم است و تاريخچه آن به قرن اول اسلامى مربوط مىشود. مركز نخستين اين مكتب نيشابور بوده و از قدماى شناخته شده ملامتيه از ابوحفص نيشابورى، حمدون پسر احمد، معروف به حمدون قصار نيشابورى و ابوعثمان حيرى نام بردهاند. حمدون قصار در واقع شيخ ملامتيه بوده و طريقه ملامتيه به وسيله او منتشر شده است. بنياد مكتب ملامتيان بر اين است كه:
شخص بايد فضايل و نيكىهاى خود را پنهان دارد و در ظاهر چنان رفتار كند كه مردم به او خرده گيرند و از او عيبجويى كنند تا مبادا وى از اعمال نيك خود مغرور شده و به صفت ناپسند خودبينى گرفتار گردد.
اين طايفه عقيده دارند كه خداوند از نيكى و بدى آدمى باخبر است و هيچ لزومى ندارد همنوعان از اين نيكى باخبر گردند. پيروان حمدون نسبت به افكار عمومى بىاعتنا بودند و در ظاهر اعتنايى به اصول مذهبى و مراسم اجتماعى نمىكردند. اگرچه مردم آنان را از اجتماع طرد مىكردند، آنان هرگز با كسى نزاع نمىكردند و عقيده داشتند اين طريقه مؤثرترين راه براى غلبه بر نفس حيوانى است.
محىالدين عربى در باب مخصوص به معرفى ملامتيه مىنويسد: لكن در مورد وقوع در معرض، توجه خلق و اقبال عامه را بايد استثنا كرد. در اين مورد بايد خلق را مشتبه و از خود دور نمود؛ چنانچه هنگام مجاورت قدس شريف، رفتهرفته مردم به من اقبال نموده و مرا به حال خود نمىگذاشتند. روزى در جام بلورين سرخى، آب كرده، بر بالاى بلندى در مرئى و منظر خلق نشسته از آن مىنوشيدم. مردم آن را شراب پنداشتند و از من نفرت نمودند. (به نقل از: عبدالرفيع حقيقت (رفيع)، تاريخ عرفان و عارفان ايرانى، ص ٧٩ـ٨٦)