در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٤ - ردّ پاى استعمار در عرفان سازى و ترويج صوفى گرى
بياورم؛ ولى حكايت آن را از پدرم و ديگران كه خود شاهد اين اختلاف بودهاند، شنيدهام. استعمارگران به وسيله عمّال خود در مناطق و شهرها مردم را به دو دسته «حيدرى» و «نعمتى» تقسيم كرده بودند. اين اختراع آنها به ويژه در روز عاشورا ظهور پيدا مىكرد و ثمر مىداد. دسته نعمتىها يك شعار داشتند و دسته حيدرىها شعارى ديگر. براى اينكه كدام دسته زودتر وارد امامزاده يا تكيه بزرگ شهر بشود دعوا بالا مىگرفت و چوبها را مىكشيدند و به جان هم مىافتادند، چند نفر كشته مىشدند و خونها ريخته مىشد كه دسته حيدرىها جلوتر وارد شود يا دسته نعمتىها! اين اختلاف در طول سال هم خود را نشان مىداد و حيدرىها و نعمتىها بر سر هر مسأله اجتماعى رو در روى هم مىايستادند. در اين ميان حتى يك نفر هم نمىدانست كه اصلا «نعمتى» و «حيدرى» يعنى چه و از كجا آمده و اين دعوا بر سر چيست!
شياطين و استعمارگران هميشه چنين رقابتهايى را با نام و شيوههاى مختلف بين مردم ايجاد كردهاند و آنها را رو در روى يكديگر قرار دادهاند. هدف اين است كه مردم در يك جهت و در يك خط حركت نكنند و هر وقت خواستند حركتى اجتماعى انجام بدهند يكى پيدا شود و بگويد اين كار مربوط به حيدرىها است، تا نعمتىها كنار بكشند و همكارى نكنند، يا بگويد مربوط به نعمتىها است، تا حيدرىها همراهى نكنند و ساز مخالف بزنند. دعواهاى مختلف ترك و فارس، عرب و عجم، بروجردى و