در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٦ - ردّ پاى استعمار در عرفان سازى و ترويج صوفى گرى
بنابراين يكى از اهداف مهم استعمارگران از ايجاد و تقويت فرقهها و مسالك و مذاهب گوناگون، روشن كردن آتش اختلاف و تفرقه و رو در رو قرار دادن مردم است. اين در واقع همان سياست معروف «تفرقه بينداز و حكومت كن» است و شياطين و قدرتهاى استعمارى در ايجاد اين اختلافها به دنبال تأمين هر چه بيشتر منافع خودشان هستند. موضوع اختلاف هم مهم نيست كه چه باشد، مهم اين است كه اختلاف و نزاع و درگيرى وجود داشته باشد و همه آبها به يك جوى ريخته نشود.
از اين رو در برخورد با اين مسأله بايد بسيار مراقب باشيم تا ناخودآگاه در دام دشمنان نيفتيم و آب به آسياب دشمن نريزيم و همان كارى را نكنيم كه او مىخواهد. گاهى خود ما نيز نادانسته و در حالى كه قصد ارشاد و هدايت داريم، خود آتش بيار معركه مىشويم و به اختلافات دامن مىزنيم و سر و صداى جديدى راه مىاندازيم. اگر ما براى مبارزه با فلان مسلك و فرقه، آتش اختلاف تازهاى را روشن كنيم، اين عين خواسته دشمنان و بدخواهان اسلام و مسلمانان است. شياطين مىخواهند به هر وسيله كه شده، كارى كنند كه مردم به جان هم بيفتند و اينكه چه كسى غالب يا مغلوب مىشود براىچندان اهميتى ندارد. همان طور كه اشاره كرديم، براى آنها اصل وجود اختلاف، تفرقه و نزاع و درگيرى مهم است. در اين نزاع از هر طرف كه كشته شود به سود آنها است.
از اين رو وارد شدن در اين معركه و طريقه برخورد با اين مسأله بايد بسيار هوشمندانه و منطقى باشد و بايد به شدت از كارهاى نسنجيده و بدون برنامه و خام و عجولانه پرهيز كرد؛ كه در غير اين صورت جز زيان بيشتر براى جامعه اسلامى و نفع افزونتر براى دشمنان ثمرى در پى نخواهد داشت.
انگيزه دومى كه استعمارگران از دين سازى و ترويج مذاهب و فرقههاى جعلى دنبال مىكردند مقابله با ماركسيسم بود. مىدانيم كه تا اوايل دهه نود ميلادى و طى تقريباً هفتاد سال، دنيا شاهد رويارويى دو ابرقدرت بزرگ شرق و غرب و اردوگاه ماركسيسم