رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٠
به آن ، از ديدگاه عرف تنقيح و توبيخ و تعريف مى شود . آن چه كه در بارهء مفهوم طنز از عرف استفاده مى شود ، عبارت از سخن يا عملى است كه داراى ظاهرى آراسته و خوشايند ، ولى مقصود از آن سخن ، توهين و تحقير تلخ براى مورد طنز مى باشد اعم از يك شخص يا گروه ، يا حتى يك شهر و غير ذلك . [١] اين نكته را هم در نظر بگيريم كه هر اندازه مورد طنز به عظمت و بزرگى شناخته شود ، يا خود را چنين تلقى كند ، طنز براى او تلختر و آزاردهنده تر مى باشد . در لغت نامهء مرحوم على اكبر دهخدا در مادهء طنز از ابو الفضل بيهقى چنين نقل كرده است : « بزرگان طنز را فرا نستانند » . اين كه گفتيم : « سخن يا عمل است » براى اين است كه همان طور كه طنز به وسيلهء سخن مى تواند صورت بگيرد ، مى تواند به وسيلهء عمل نيز تحقق پيدا كند . مانند اين كه : شخصى مغرور و متكبّر و پر ادّعا ، ولى سبك مغز و احمق وارد يك مجلس شود ، شخصى از روى طنز و ارائه احترام ساختگى با تمام قد و قامت برخيزد و تا ركوع در برابر او سر تعظيم فرود آورد ، سپس بنشيند ، بعيد نيست كه گاهى اين گونه طنزهاى عملى ، نيشدارتر و بيدار كننده تر از طنزهاى گفتارى باشد .
البته تعاريفى كه در بارهء طنز گفته مى شود ، مانند تعاريف ساير پديدههاى ظريف ، مسلما جامع افراد و مانع اغيار نمى باشد ، ولى براى تصفيهء موضوع يك حكم شرعى همين مقدار از توصيف كه عرف آن را تصديق مى كند ، كافى است .
اينك مثالهايى به عنوان نمونه از طنز مى آوريم . خاقانى گفته است :
[١] تعريف طنز در لغت نامهء مرحوم دهخدا - مادهء طنز - چنين آمده است : « طعنه زدن و عيبجويى و تمسخر » .