رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٨ - ٣ - اصل تعليم و تربيت
آورندهء هويت اصلى براى حيات آدمى فقط دين است « كاملا جدّى تلقى كنند و ابعاد ضرورى و مفيد آن را به جوامع بشرى ارائه دهند و از ابعاد زيانبار آن ، مردم را بر حذر دارند و آنها را در امان قرار بدهند .
هيچ علتى براى اين بى توجهى و اين ضدّيت با عميقترين عامل نمو شخصيت ديده نمى شود مگر سود جويىها و لذتپرستىها و به طور كلى خود محورىهايى كه هيچ دين الهى آنها را نمى پذيرد . و اين همان علت است كه نه تنها از رسميت دادن حقيقى به اديان الهى جلوگيرى كرده بلكه توانسته اخلاق را كه عبارت است از : « شكوفايى حقيقت در درون آدمى » ، بزدايد و با اين اقدام تباه كننده ، انسان را تا حد يك ماشين ناآگاه و وسيله اى براى خواستههاى قدرتمندان روزگار تنزل دهد .
٢ - در حقوق بشر از ديدگاه غرب حق احترام مسكن ( اقامتگاه ) و مكاتبات به طور مطلق گوشزد شده است ، در صورتى كه در حقوق بشر از ديدگاه اسلام اين حق مشروط به عدم وجود مانع شرعى در ايفاى اين حق است . علت اين شرط بسيار واضح است زيرا مسكن و يا هر گونه اقامتگاهى كه مركز فساد و به وجود آورندهء عوامل اخلالگرىهاى اجتماعى باشد ، احترامى ندارد و به هر طريق ممكن بايد از فعاليتهاى مفسدانه در آن مسكن يا اقامتگاه بلكه هر جايگاهى كه بتواند به فساد و افساد كمك نمايد جلوگيرى شود . و به طور كلى ، بدان جهت كه اسلام براى هر دو بعد اصيل انسان ( فردى و اجتماعى ) اهميّت جدى قائل است ، لذا آزادىهايى كه در اين حقوق يا در هر رشته از قوانين و مقرّرات كه براى هر يك از افراد مطرح مى گردد ، محدود و مشروط به عدم اخلال و اضرار بر زندگى اجتماعى انسانها است .
تبصره - ماده دهم به جهت ارتباط با ماده هفتم ، پس از همين مادهء ( هفتم ) بررسى و تحقيق شده است ، مراجعه فرماييد .
٣ - اصل تعليم و تربيت از قدرت و سازندگى شگفت انگيز تعليم و تربيت است كه نه تنها مى تواند عوامل ارثى و محيط طبيعى و فرهنگى و اجتماعى را براى وصول به اهداف مطلوب حيات فردى و اجتماعى تعديل و توجيه كند بلكه در صورت آگاهى و مهارت و خلوص معلم و مربى و شخصيت آمادهء پذيرش عميق شخصى كه مورد تعليم و تربيت است ، مى تواند