رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٨ - تفاوتهاى دو نظام حقوق بشر از ديدگاه اسلام و غرب
مى نمايد ، مگر اين كه از نظر فكرى و وجدانى به استضعاف كشيده شده باشد . [١] هم چنين همه مردم در كرامت انسانى مساويند ، بدون تفكيك از نظر گرايشهاى سياسى يا وضع اجتماعى و غير اين موضوعات كه به عنوان آرمانها و هدفگيريها براى مردم تلقى مى شوند .
ب - منتفى شدن حق كرامت انسانى از يك انسان به سبب امور فوق ، موجب منتفى شدن حق حيات او نمى گردد مادامى كه شرع اسلامى كيفر او را اجرا نكرده باشد ، همان گونه كه پيش از اجراى قصاص در بارهء كسى كه مرتكب قتل نفس محترمهء با تعمد شده باشد ، اگر چه قاتل كرامت ذاتى را از خود سلب نموده است ( زيرا با ارتكاب چنين قتلى انسانى را از با اهميّتترين حقوق خود كه عبارت است از حق حيات ، محروم كرده است ) ، با اين حال ، حق حيات قاتل تا پيش از اجراى كيفر محفوظ است و لذا نبايد از غذا و مسكن و پوشاك و معالجه محروم شود .
ج - همهء مردم به منزلهء اعضاى خانوادهء خداوندى هستند و محبوبترين آنان نزد خداوند سودمندترين آنان نسبت به اعضاى خانوادهء خداوندى است ، و قطعى است كه هيچ كس بر ديگرى برترى ندارد مگر به وسيلهء تقوا كه همان كرامت اكتسابى ارزشى است كه تمامى ارزشهاى عالى انسانى مربوط به آن است . هم چنين عقايد صحيح و اعمال نيكو در ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خويشتن ، ارتباط انسان با خدا ، ارتباط انسان با هستى ، و ارتباط انسان با همنوعان خود ) است كه ضامن رشد و كمال او مى باشد . اين كرامت ارزشى در مسير حيات معقول اوست .
د - هر انسانى حق دارد كه در محيطى پاك از مفاسد و بيماريهاى اخلاقى زندگى كند تا بتواند ذات خود را از جهت بعد معنوى بسازد و بر دولت و جامعه است كه براى ايفاى اين حق و اجراى آن اقدام نمايند .
[١] استضعاف فكرى و وجدانى در بارهء دريافت خدا و وحدانيّت او ، سخت بعيد به نظر مى رسد . زيرا دريافت مزبور مستند به فطرت پاك آدمى است و آلوده شدن فطرت آدمى به آن اندازه از كدورت و پليديها كه موجب انكار جزمى يا شرك در بارهء خدا شود بسيار بعيد است . هم چنين دريافت قبح جنايت و خيانت و افساد در روى زمين از دريافتهاى اوليهء وجدان و لزوم تبعيت از آن ، از احكام قاطعانهء عقول سليمهء انسانها است .