رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٦
سؤال - همان طور كه اشاره فرموديد يكى از مبانى عرفان اسلامى ، ايجاد وحدت در صفات متضاد سالك و مسافر إلى الله است ، خنده و گريه در نمود ظاهرى كه دارند با يكديگر مخالفند اما باطنا يكى هستند و هر دو حيثى از حيثيات ارتباط الهى در عارف با لله است .
جلال الدين مولوى هم در مثنوى در اين باره مى گويد :
< شعر > عاشقم بر لطف و بر قهرش به جدّ اى عجب من عاشق اين هر دو ضدّ < / شعر > در آيات شريفهء قرآن هم به هر دو جلوه اشاره شده است و اساسا انبساط و لذت و در مراتب بالا ، ابتهاج در فرهنگ دينى براى كسى است كه از ياد خدا غافل نيست ، نعمتهاى الهى را فراموش نمى كند و در شبانه روز فقط رضايت الهى را مى طلبد . در حديث معراج هم خداوند مى فرمايد : « أمّا العيش الهنيء فهو الَّذى لا يفترّ صاحبه عن ذكرى و لا ينسى نعمتى و لا يجهل حقّى يطلب رضاى ليله و نهاره » ، ( اما عيش گوارا است و صاحبش همواره ترك نمى كند ياد مرا و فراموش نمى كند نعمت مرا و به حق من جاهل نمى گردد ، خرسندى مرا در شب و روزش طلب مى نمايد . ) چه خوب است طنز آور معاصر ، به اين نكات عرفانى و اهداف عالى توجه داشته باشد تا در پرتو اين تعاليم به سعادت ابدى و نجات سرمدى برسد .
پاسخ - بلى ، يكى از وظايف مهم هنرمندان و طنزپردازان ما ، توجه به اين حقايق عالى و بهره مندى از قرآن و روايات است .
سؤال - حضرت عالى بفرماييد دروغهايى كه در برنامههاى طنز و سرگرم كننده گفته مى شود چه حكمى دارد ؟
پاسخ - در بعضى از روايات است كه دروغ و لو اين كه شوخى باشد حرام است مخصوصا اگر به مقدسات بخورد كه گاهى هم متأسفانه چنين مى شود . حتى متأسفانه اگر دروغ بالاتر باشد گيراييش براى مردم عوام زيادتر است ، مثل آن اشعار ملك الشعراى بهار كه