رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤ - كلمهء انفاق
گفتهاند يعنى : نابود شد و از ميان رفت . ) پس ماده نفق به معناى كم شدن و از ميان رفتن است .
اگر چه با ملاحظه ساير منابع فقهى روشن مى شود كه از كلمه « انفاق » نابود ساختن و از بين بردن مال به طور مطلق منظور نيست ، آيات انفاق ، نظرى به عدم تراكم ثروت نيز دارد ، زيرا مى گويد : از ثروت خود كم كنيد ، مالتان را تقليل دهيد و به نفع جامعه ، كه راه خدا است ، انفاق كنيد و به مصرف برسانيد و بعيد نيست در حدود ٧٣ موردى كه در قرآن مجيد اين كلمه « انفاق » تكرار شده است براى همين منظور بوده است .
عموم يا اطلاق آيات
عموم يا اطلاق آيات مطلب بسيار با اهميّت ديگرى كه در بارهء آيات مذكور هست اين است كه اين آيات ، به اصطلاح فقاهى ، عام هستند ، يعنى لزوم انفاق را به طور « عموم » يا مطلق بيان مى كنند .
بى هيچ گمان ، اين گونه بيان كه در آيات انفاق آمده است ، يعنى عموم و اطلاقى كه از آنها استفاده مى شود بىجهت نيست ، و حكمت بيان حتما حقيقتى را متضمن است . از اين عمومات ( يعنى آيات عام انفاق ) چند نتيجه عمده دستگير مى شود كه ما مهمترين آنها را ذكر مى كنيم :
ريشه كن كردن فقر در سطح جهانى
ريشه كن كردن فقر در سطح جهانى با توجه به منابع معتبر اسلامى حفظ نفوس محترمه واجب است ، لذا زكات را نه تنها براى ريشه كن كردن فقر از جوامع اسلامى بايد پرداخت كرد ، بلكه با نظر به عمومات و اطلاقات آيات و احاديث انفاق ، و اصل ضرورى مزبور ( حفظ نفوس محترمه ) تا آنجا كه ممكن است ، بايد فقر از روى زمين ريشه كن گردد . چنانكه در تاريخ اسلام نيز اين امر واقع شده است . و عمر بن عبد العزيز ، در دوران حكومت خود ، همين كار را كرد و هيچ يك از فقهاى اسلام به او اعتراض نكردهاند .
يحيى بن سعيد مى گويد :
( عمر بن عبد العزيز مرا مأمور وصول ماليات آفريقا كرد . من