رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٣١ - طهارت ساير ملل اسلامى و غير اسلامى
طهارت ساير ملل اسلامى و غير اسلامى اين ملل را مى توان به دو قسمت اصلى تقسيم نمود :
قسم اول - مذاهبى هستند كه ريشه اسلامى داشته و با اعتقاد به نظريات مختلف ، جنبه مذهبى به خود گرفتهاند ، كه اين قسم نيز خود بر دو صنف است :
١ - مذاهبى هستند كه اصل زمينه اسلامى را حفظ نمودهاند ولى تفسير و تأويلات خاصى در معارف اسلامى ابراز كردهاند مانند : اشاعره ، معتزله ، اماميه . .
اين گونه انقسام اسلام به مذاهب گوناگون منافاتى با اصل مكتب اسلام ندارد ، و اين كه در كتب « ملل و نحل » گاهى با دهها مذهب اسلامى روبرو مى گرديم ، از همين صنف است و اين مذاهب همه اسلامى مى باشند . گاهى بعضى از غير مطَّلعين اين گونه انقسام را دليل بر ضعف مكتب دانسته و مى گويند : مكتبى كه به هفتاد يا هشتاد مذهب تقسيم شود نمى تواند جوابگوى احتياج مذهبى جوامع بوده باشد . اين يك توهّم بىمورد است كه از عدم دقت در مفاد مذاهب مزبوره ناشى گشته است ، زيرا چنانكه گفتيم اين گونه مذاهب با زمينه خود اسلام مخالفت ندارند ، بلكه با تفسير و توجيهات نظرى ، راههايى به يك مقصد انتخاب مى كنند ، حتى اگر كسى دقت كافى داشته باشد خواهد ديدگاهى مذاهبى به نام شخصيتهاى بزرگ در اسلام به وجود آمده است و حال آن كه عقايد آن شخصيت غير از بعضى نظريات مخصوص در تفسير معارف اسلامى چيزى نمى باشد .
مانند شخصيتهاى كلامى و فقهى . مثلا « باقلانية » و « حنفيه » و « شافعيه » يا « هادويه » ( مقصود آقا شيخ هادى تهرانى است ) و غير ذلك .
هيچ گونه جاى ترديد نيست كه همه اين مذاهب تابع ايده اسلام و از هيچ گونه روابط