رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٢١ - تفسير بعضى از آيات كه دلالت بر مشرك بودن اهل كتاب مى كند
قراردادهاى همزيستى عمل مى كردند و در جامعه اسلامى اخلالگرى نداشتند كليساها و معابد و همهء قوانين آنان محترم بود ، در صورتى كه بتها و بتخانهها از نظر اسلام به هر شكل كه بود محكوم به فنا و نابودى بوده است .
تفسير بعضى از آيات كه دلالت بر مشرك بودن اهل كتاب مى كند بعضى از آيات ، در بارهء اهل كتاب ، كلمه مشرك را به كار برده است . مانند :
( اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَرُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ الله وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِله إِلَّا هُوَ سُبْحانَه عَمَّا يُشْرِكُونَ ) [١] ( آنان روحانيون و تاركان دنيا در مذهب خود را خدايانى در برابر خدا و مسيح بن مريم اتخاذ كردند ، در حالى كه آنان مأمور نبودند ، مگر به اين كه خداوند يگانه را بپرستند « خداوندى كه » جز او خدايى نيست . پاك است خداوند از آن شركى كه آنان مى ورزيدند . ) ( لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ الله ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَما مِنْ إِله إِلَّا إِله واحِدٌ ) [٢] ( قطعا كفر ورزيدند كسانى كه گفتند : خداوند سوم آن سه چيز است در حالى كه هيچ خدايى جز خداى يگانه وجود ندارد ) .
از اين گونه آيات كه مشرك بودن اهل كتاب از آنها استفاده مى شود ، نمى تواند دليلى بر شرك اصطلاحى در قلمرو ملل و نحل كه عبارت است از بت پرستى يا آفتاب پرستى و غيره بوده باشد . زيرا أولا : شرك يك معناى عمومى است كه حتى به كسانى كه در عبادتشان خود نمايى و ريا مى كنند نيز شامل مى شود ، چنانكه در روايات زيادى كلمه شرك براى ريا كنندگان به كار برده شده است . كلمه شرك مانند كلمه كفر است ، چنانكه كفر يك مفهوم عمومى است كه به هر گونه پوشاندن حق و حقيقت اطلاق مى شود ، شرك نيز يك معناى عمومى دارد و در مواردى صدق مى كند كه زمينهء اصلى خداشناسى و خدا پرستى است ولى از آن جهت كه موضوع ديگرى ، كوچكترين
[١] سورهء توبه ، آيه ٣١
[٢] سورهء مائده ، آيه ٧٣