رسائل فقهى - علامه جعفری - الصفحة ٩٧ - دليل سنّت
ضرر از مقولهء حكم است نه حق به مفهوم حقوقى معمولى . بدين جهت هيچ كس اختيار خيانت و ضرر به خويش را مالك نيست ، با اين حال به طور غير مستقيم مى تواند مؤيّد فعاليت نابكارانه زورمندان جفاكار بوده باشد زيرا چنين اشخاص مى توانند تقويت كنندهء استدلال نابخردان باشند بدين طريق كه بگويند ضرر به هر حال و از هر عامل كه باشد تلخ است ولى اين تلخى را مى توان به عللى هضم نمود و انسان قابل انعطاف است بنا بر اين ضررى را هم كه از ناحيه ديگران به او وارد شود خود را انعطاف داده و متحمل خواهد گشت .
دليل سنّت منابع متّخذ از سنت را در بارهء قاعده « لا ضرر و لا ضرار » مى توان به سه گروه تقسيم كرد :
گروه اول - رواياتى است كه به طور مستقيم حكم ضررى و اضرارى را در مكتب اسلام منفى مى سازد و اين گروه خود بر دو نوع است :
نوع اول : رواياتى است كه به طور مستقل قاعده « لا ضرر و لا ضرار » را بيان نموده است . محقق نائينى قدس سرّه دو روايت را از كتاب « دعائم الاسلام » قاضى نعمان مصرى نقل مى كند كه قاعده مزبوره به طور مستقل در آنها وارد شده است . [١] هم چنين در كتاب وسايل در باب خيار غبن ، و ابن الاثير در ماده ضرر از كتاب البهية و علَّامه در كتاب تذكره از صدوق [٢] قاعده مزبور را بدون اين كه در ذيل داستان يا حكمى بوده باشد نقل نمودهاند .
نوع دوم : رواياتى است كه يا در ذيل داستان سمرة بن جندب نقل شده و يا اين كه در ذيل حكمى از احكام وارد شده است . ما به عنوان نمونه چند مورد را متذكر مى شويم :
١ - داستان سمرة بن جندب ، اگر چه در نقل اين داستان اختلافات جزئى در الفاظ حديث وجود دارد ولى همه آن ناقلين يك مطلب را نقل مى كنند و آن اين است كه سمرة بن جندب درخت خرمايى در باغ مردى از انصار داشت . منزل انصارى هم در
[١] قاعده لا ضرر ، تقريرات درس مرحوم محقق نائينى ، به قلم مرحوم آقا شيخ موسى خوانسارى .
[٢] مأخذ مزبور